اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) - سید حمید رضا برقعی

 

اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز

جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز

 

مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم

که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

 

اسیر جاذبه ی  حُسن یوسف یاسم

که محو در گل مریم نمی شوم هرگز

 

گناه کارم و حتی بدون اذن شما

بدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز

 

به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم

به پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز

 

قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی

بجز شهید محّرم نمی شوم هرگز

 

نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع

به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز

 

در انتهای غزل من دوباره می خواهم

فقط برای تو باشم نمی شوم هرگز

 

سیدحمیدرضا برقعی

 

*********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) - احسان بمانی

 

آدم شود هر آنکه به اندازه نَمی    

گرید برای اشرف اولاد آدمی

 

   این اشک ها چه معجزه ها که نمیکند    

بر هر دل شکستۀ آشفته ماتمی

 

   سرمایۀ قیامت من گریه من است    

حتی به قطره ای و نه یا قدر شبنمی

 

کی میشود که جان بدهی قلب مرده را    

با آن دم خدایی عیسی بن مریمی

 

  اصلاً بعید نیست خدا را چه دیده ای    

جان میدهم برای تو آخر محرمی

 

   آقا فدای نامِ شما،نام کربلا    

هر دو شده بهانۀ هر گریه و غمی

 

قربان محتشم که چه زیبا سروده است    

بازاین چه شورش است که در خلق عالمی

 

حی علی البکاء که محرم رسیده است

وقت عزا و نوحه و ماتم رسیده است

 

احسان بمانی 

 

********************

 

 اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) - علی ناظمی

 

ای دل محرم آمده وقت عزا شده

ماه عزای حضرت خون خدا شده

 

ماتم میان چشم همه موج میزند

چشمان گریه چشمه شور و شفا شده

 

ما اهل روضه زنده به بوی محرمیم

دلهای ما حسینیه ی کربلا شده

 

بازار و کوچه ها همه با گریه آشناست

هرجا گذر کنی غم عظمی به پا شده

 

دستی که وقف روضه شده سینه میزند

مرهم به زخم سینه خیر النسا شده

 

صاحب عزای مجلس ارباب مادر است

با دست های فاطمه هیئت بنا شده

 

علی ناظمی

 

******************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – محمد حسن بیاتلو

 

در سینه ام ولای شما موج می زند

شوق حـــریم کرب و بــلا موج می زند

 

این جا نشسته ایم که شاید نظر کنی

این جا که ازدحام گدا موج می زند

 

وقتی زچشم های همه اشک می چکد

لطف و عطا و عفو خدا موج می زند

 

وقتی به یاد علقمه ات خیس می شویم

دریـا زدیده ی تر ما مــوج می زند

 

روضه نشین حضرت سالار زینبیم

تا ذکـــر سید الشهدا موج می زند

 

اصغر زفرط تشنگی از هوش رفته است

با من بگو فرات چرا موج می زند؟

 

محمد حسن بياتلو

 

*********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع)

 

تمام حاجت ما را خدا به ما داده

که از صفای حسینش به ما صفا داده

 

تمام آرزویم دیدن محرم بود

که فیض درک عزایت خدا به ما داده

 

بهار اشک رسید و خدا به دیده ما

ز چشم حضرت زهرا کمی بکاء داده

 

به قیمت همه عالم نمی دهم هرگز

دل شکسته ی خود را که حق عطا داده

 

برای درک محرم به خود رجوعی کن

که اصل طینت ما را زکربلا داده

 

از آنکه هستی خود را تمام داده حسین

خدا خدایی خود را به خونبها داده

 

هرآنکه خدمت دائم دراین حرم دارد

گرفته آنچه خدایش به انبیا داده 

           **         

شاعر این را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – محمد حسن بیاتلو

 

این روزها که حال و هوایم بهاری است

یک آسمان، ستاره از این چشم جاری است

 

شرمنده ام که خرج عزایت نمی کنم

شرمنــده ام قسم به خــدا از نداری است

 

بوی محرم ات همه جا را گرفته است

حالا نصیبـم از غــم تو آه و زاری است

 

اسپند و شال و بیرق و زنجیر حاضر است

دل گرم ناله کردن و دل بی قراری است

 

چشمت چرا محل به دو چشمم نمی دهد

از چشم من ز داغ شما گریه جاری است

 

هرکس که خواستید به او کربلا دهید

مـا تابعيم و لطف شما اختیــاری است

 

محمد حسن بياتلو

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – سعید توفیقی

 

شکر خدا هنوز تو را گریه می کنم

از ابتــــدای روز تو را گـــریه می کنم

 

بی اختیار تا به حسینیه می رسم

با اشک و آه و سوز تو را گریه می کنم

 

ممنونم از شما که مرا راه دادی ام

در پای روضه ات دل پر آه دادی ام

 

باران عشق نم نمتان باورم نبود

اصلاً طلوع ماتمتان باورم نبود

 

اینکه ، دوباره اذن دهی تا که من شوم ....

....گریه کن محرّمتان باورم نبود

 

بر لطف خویش شاهد عینی نمودی ام

شکر خدا دوباره حسینی نمودی ام

 

در تکیه ات نشسته ام و زار می زنم 

دارم تمام نام تو را جار می زنم

 

با شور تو به مرتبه ی خلسه می رسم

طعنه به هرچه عاقل و هشیار می زنم

 

شکر خدا که قطره ز دریا گرفته ام

در کوچه های سینه زنی جا گرفته ام

 

دارم دوباره از غمتان گریه می کنم

با ضرب نوحه و دمتان گریه می کنم

 

شكرخداي عز وجل كه هنوز هم

تحت لــواي پرچمتان گريه مي كنم

 

این اعتقاد ماست وَ هرگز شعار نیست

چیزی شبیه به عَلمت مانــدگار نیست

 

امسال هم برای خودت وقفمان بکن

در خاک کربلای خودت وقفمان بکن

 

یک گوشه ای به ما بده از کار هیأتت

در مجلس عزای خودت وقفمان بکن

 

با دست خویش روزی هر روزمان بده

اشک روان و سینه ی پر سوزمان بده

 

ای نفس مطمئنه به ما اعتماد کن

ارباب عاطفه ز گدا نیز یاد کن

 

از سفره ی وسیع شما کم نمی شود

امسال رزق هیأتی ام را زیاد کن

 

ارباب بازهم به گدایت کرم نما

از هر جهت برای خودت نوکرم نما

 

سعيد توفيقي

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – رحمان نوازنی

 

این کاسه های اشک دو تا چشمه شفاست

این آب گرمِ چشمه تنزیهی خداست

 

کم حرف می زنیم و فقط گریه می کنیم

چون اشک صادقانه ترین گفتگوی ماست

 

سرگرم دیدن " من و ما " هم نمی شویم

در بین گریه ها سر ما گرم کربلاست

 

اینجا حسینه است ؛هوایش بهشتی است

اینجا نفس بکش که هوایش پر از خداست

 

اینجا به روی عرش الهی نشسته ایم

چون بال جبرییل خدا فرش این عزاست

 

آقا دو دست ما و سر زلف نیزه ات

زلفی که روی دست خدا سمت ما رهاست

  

  رحمان نوازنی

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – محمد رفیعی

 

ای کاش این غزل و غمش، ابتدا نداشت

جغرافیا برای زمین ،کربلا نداشت

 

این شعر داغ زد به دلم تا نوشته شد

این بیت ها مرا به چه رنجی که وا نداشت

 

فرمان رسیده بود کماندار را و بعد...

...تیر از کمان رها شد و طفلی که نا نداشت

 

قصد پسر نمود و به قلب پدر نشست

تیری که قدر یک سر سوزن خطا نداشت

 

تنها حسین مانده که دیگر به پیکرش

جایی برای بوسه ی شمشیرها نداشت

 

بر سینه اش نشست و خنجر کشید و ... نه

دیگر غزل تحمل این صحنه را نداشت

 

این جنگ و سرنوشت غریبش چه آشناست

قرآن دوباره جز به سر نیزه جا نداشت

 

تنها سه سال ، آه سه سال عمر کرده بود

اما کسی به سن کمش اعتنا نداشت

 

با چشمهای کوچک خود دید آنچه را

گرگ درنده هم به شکارش روا نداشت

 

پایان گرفت جنگ و به آخر رسید ... نه

این قصه از شروع خودش انتها نداشت

 

محمد رفیعی

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع)

 

دلم همیشه گرفته به یاد کرب و بلا

مقــدس است برایم همیشه شال عزا

 

همیشه و همه جا دم زنینوا زده ام

مقــدس است برایـم همیشه راه شما

 

به یاحسین دلم را گره زدند آقا

به لوح سینه من حک شده است یا زهرا

 

خدا کند که بمیرم نیاید آن روزی

کــه صورتم نشود تر به یاد عاشورا

 

به عشق کرببلایت همیشه بیمارم

جــوانی ام همه دم وقف اکبر لیلا

 

رواست جان بدهم از غریبی ات آقا

که تشنه لب شده ای کشته بر لب دریا

 

کجا روم به که گویم که جسم اطهرتان

سه روز بی کفن افتاده روی خاک بلا

 

تویی که قاری قرآن آسمان هایی

به روی منـبر نیزه چه می کــنی حالا

**

شاعر این شعر را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – علیرضا دهقانیان

 

من اشک بخون تپیده ام یا مولا

از چشم غمت چکیده ام یا مولا

دانی که چرا مرید راهت شده ام

از بسکه یزید دیده ام یا مولا

**

گویند تمام روز ها عاشوراست

گویند تمامی زمین کرببلاست

این حرف بجاست چون کسی مثل حسین

هر موقع و هر کجا که باشد تنهاست

**

هر همسفری که برده بودی مولا

بر دشنه ی خون سپرده بودی مولا

آن لحظه که رو بسوی میدان کردی

هفتاد و دو زخم خورده بودی مولا

**

هم دشت بزیر خونشان بود دریغ

هم خون شفق بر آسمان بود دریغ

آن روز غروب را مجسم بکنید

آن سرخترین روز جهان بود دریغ

**

همزاد دلیری و شجاعت بودی

همپایه آسمان مناعت بودی

در مسجد کربلا در آن ظهر غریب

هم پیشنماز و هم جماعت بودی

 

علیرضا دهقانیان

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – نادر حسینی

 

من با حسین آدم و عالم خریده ام

دنیا و آخرت همه با هم خریده ام

 

شکر خدا که گریه کن روضه ها شدم

با چشمهام چشمه ی زمزم خریده ام

 

او صله داده است که من بعد چند سال

پیراهنی برای محرم خریده ام

 

با بچه های هیئت همرنگ گشته ام

من هم لباس مشکی ماتم خریده ام

 

تنها غمی که هست در عالم غم شماست

شادم از اینکه یک دل از این غم خریده ام

 

باید که با حسین خدا را به جان خرید

با این حساب من چقدر کم خریده ام 

 

نادر حسینی

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع)

 

هی خیس میشویم وعطشناک می رویم

مـا تـشنگان بـه چشمه ی افلاک میرویم

 

نا پاک و پاک هرچه که هستیم و بوده ایم

ایـنـجـا کــه آمـدیـم هـمـه پـاک مـی رویم

 

با گریه بر شــمـا مــتولد شــدیــم و بــاز

بـا روضـه ی وداع تـو در خاک می رویم

 

سیـنـه نمی زنـیـم پـروبـال مـی زنـیــم

تــا بـیـکران به سینه ی صدچاک میرویم

 

ایــاک نسـتـعـیـن مـن اسـم قشنگ توست

ما بـا تـو تا پـرسـتـش ایـاک مــی رویــم

**

شاعر این شعر را اگر میشناسید لطفاً اطلاع دهید

 

********************

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – محمد سهرابی

 

خواهان تو هرقدر هنر داشته باشد

اول قدم آن است جگر داشته باشد

 

جز گریه ی طفلانه ز من هیچ نیاید

دیوانه محال است خطر داشته باشد

 

با ما جگری هست که دست دگران نیست

از جرآت ما کیست خبر داشته باشد

 

اینجا که حرام است پریدن ز لب بام

رحم است بر آن مرغ که پر داشته باشد

 

تیغ کرم تو بکند کار خودش را

هر چند گدای تو سپر داشته باشد

 

در فضل تو امید برای چه نبندم

جایی که شب امید سحر داشته باشد

 

چون شمع سحرگاه مرا کشته ی خود کن

حیف است که گریان تو سر داشته باشد

 

بگشای در سینه ی ما را به رخ خویش

شاید که دلم میل سفر داشته باشد

 

می گریم و امید که آن روز بیاید

بنیاد مرا سیل تو برداشته باشد

 

رحمت به گدایی که به غیر تو نزد روی

هرچند که خلق تو گهر داشته باشد

 

خورشید قیامت چه کند سوختگان را

در شعله کجا شعله اثر داشته باشد؟

 

ما را سر این گریه به دوزخ نفروشند

حاشا که شرر هیزم تر داشته باشد

 

ما حوصله ی صف کشی حشر نداریم

باید که جنان درب دگر داشته باشد

 

ما را به صف حشر معطل نکن ای دوست

هر چند که خود قند و شکر داشته باشد

 

دانی ز چه رو زر طلبیدم ز در تو

چون وقت گدا قیمت زر داشته باشد

 

ما   در تو گریزیم ز گرمای قیامت

مادر چو فراری ز پسر داشته باشد

 

جز گریه رهی نیست به سرمنزل مقصود

هیهات که این خانه دو در داشته باشد

 

عدلش نرود زیر سوال آن شه حاکم

گر چند نفر را به نظر  داشته باشد

 

گفتی که بیایید ولی خلق نشستند

درد است که شه سائل کر داشته باشد

 

محمد سهرابی

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – علی اکبر لطیفیان

 

آب رو

 

آن باده ای خوش است که نذر سبو شود

آن غصه ای خوش است که آه  گلو شود

 

 اصلاً به یک دوقطره نباید بسنده کرد

آن چشمه،چشمه است،که یک روز"جو" شود

 

وقتی دلم شکست،گرو میگزارمش

خوب است، آبروی جگر "آب رو"  شود

 

عشاق راه دربه در ناله ی هم اند

مستانه ناله کن که دلی زیرو رو شود

 

ما در حسینیه به خداوند می رسیم

ذکر حسین جلوه کند ذکر هو شود

 

روزی  اگر بناست که قربا نی ام کنند

اینکار بهتر است به ابروی او شود

 

باید که سجده کرد خدا، یا حسین را ؟

فردا که باخدای خودش روبررو شود

 

آقایی کریم اجازه نمی دهد

تا اینکه دست ما به صف حشر رو شود

 

این گریه ی برای توعین طهارت است

عابد چرا معطل آب وضو شود

 

هرکس که سربه زیر تو شد سربلند شد

بی آبرو کنار تو با  آبرو شود

 

علی اکبر لطیفیان

 

*********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – مهدی ماهوش

 

وقتی که بی قرار غمت رب العالم است

عبدی چو من به روضه توجان دهدکم است

 

من نوکر يكي دوشب تو نيَم حسين

هــر لحظه لحظه ی همه عمرم محرم است

 

دارم نیازها به درخانه ات ولی

گــریه برای تو به نیــازم مقـدم است

 

اشکی که میتراود از عمق وجود من

ولله جــاودانه تر از چاه زمزم است

 

اشکی که خالصانه بریزد برای تو

احیا کننده ی دم عیسی بن مریم است

 

آنجا که روضه ی تو بود جنت من است

جنت برای من تو نباشی جهنم است

 

مهدي ماهوش

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – علی اکبر لطیفیان

 

سائل آقا

 

تن که بیمار طبیبان شد دچارش بهتر است

دل که نذر کربلا شد بی قرارش بهتر است

 

بردن چیزی به دربار کریمان خوب نیست

سائل آقا شدن اصلاً ندارش بهتر است

 

 ما چرا بی چاره، آنها که حسینی نیستند

هر که شد وقف محرم روزگارش بهتر است

 

فاطمه با گریه اش ما را اسیر خود نمود

آری آری گریه اصلاً گریه دارش بهتر است

 

نوکری آسوده میمیرد که بیند بعد او

در غلامی از خودش ایل و تبارش بهتر است

 

 سن پیری بیشتر از هرچه باید گریه کرد

میوه خسته زمستان آب دارش بهتر است

 

 روز روشن بود آقا کشته شد پس بعد از این

گریه ماه محرم آشکارش بهتر است

 

علي اكبر لطيفيان

برگرفته از وبلاگ نودو پنج روز باران

 

*******************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – محسن ناصحی

 

 

گرچه یکی یکی و جدا می برندمان

شکر خدا به کرببلا می برندمان

 

ماه محرم است و زمان ،غرق ماتم است

باز این چه شورش است و کجا می برندمان؟

 

ما نذر کرده ایم که قربانیش شویم

دارند یک به یک به منا می برندمان

 

حالا که حجم کل حسینیه ها کم است

از خاک کنده و به سما می برندمان

 

اول میان خیل ملک سینه می زنیم

بعداً به هیأت شهدا می برندمان

 

سربند یا حسین به ما می دهند و بعد

با هروله به عرش خدا می برندمان

 

جان می دهیم در وسط روضه ها سپس

در خاک با لباس سیا می برندمان

 

این دل حسینی و رضوی بوده از ازل

از کربلا  بهشت رضا می برندمان

 

گیرم به کربلا نرسیدیم تا به حال

یک روز عاقبت  رفقا ! می برندمان

 

محسن ناصحی

 

**********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – حسین سنگری

 

بايد غزل براي دل بي قرار گفت

از لحظه هاي پر شده از انتظار گفت

 

از مشرق نگاه تو بر اوج نيزه ها

از قامتي شکسته ولي استوار گفت

 

از رويش دوباره ي فصل بهار غم

يا از شروع حادثه اي ناگوار گفت

 

از مشک پاره پاره ي افتاده بر زمين

از رويش دو دست، در اين خاکسار گفت

 

از شعله اي که در تب آن سوخت خيمه ها

از زخم پاي دخترکان، درد خار گفت

 

اي خيمه هاي سوخته طاقت بياوريد

باید که شعله شعله از این لاله زار گفت

 

وقتي عطش لبان زمين را ترک زده ست

بايد ترک ترک غزل گريه دار گفت

 

بگذار تا گره زنم اين بيت را به عشق

با عشق مي شود غزلي سوگوار گفت

 

هفتاد و دو کبوتر خونين ميان شعر

شاعر بگو کدام؟ خزان يا بهار گفت؟

 

از گوشه ي حسيني ساز شکسته ات

يک يا حسين از ته دل يادگار گفت

 

در پيچ و تاب حادثه ي سرخ کربلا

يک عمر مي توان سخن از زلف يار گفت

 

حسین سنگری

 

********************

 

اشعار ماه محرم – اشعار امام حسین(ع) – عباس احمدی

 

ما را نسیم پرچم تو زنده می کند

زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند

 

خشکیده بود چند صباحی قنات اشک

این چشمه را ولی غم تو زنده می کند

 

آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را

شور تو، روضه و دم تو زنده می کند

 

ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما:

اسلام را محرم تو زنده می کند

 

ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم

جان را عطای حاتم تو زنده می کند

 

آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را

انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند

 

بالای تل هم آتش این قوم خفته را

آن خواهر مکرم تو زنده می کند

 

این کشته فتاده به هامون حسین اوست

خود را به اسم اعظم تو زنده می کند

 

فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی

ما را امید زمزم تو زنده می کند

 

عباس احمدی


موضوعات مرتبط: امام حسین(ع) - موضوع آزاد

تاريخ : یکشنبه 29 آبان1390 | 22:15 | نویسنده : توسط |