اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - حسین قربانچه
آن حریمی که در آن دلها کبوتر می شود
پر زدن تا محضر زهرا میسر می شود
عشوه معشوق و ابراز نیاز عاشقان
به وصال عاشق و معشوق منجر می شود
این نسیم عفو از آب و هوای گنبد است
هر سحر کل حرم از آن معطر می شود
در کنار دست صاحبخانه منزل می کند
زائری که وارد صحن مطهر می شود
آب سقاخانه اینجا طعم کوثر می دهد
عطر و طعمش موجب ایمان کافر می شود
هر دلی اینجا توسل کرد عرشی می شود
هر سری اینجا به خاک افتد سرور می شود
با تمام غصه ها هر طور می شد آمدم
گفتم از مشهد به بعد اوضاع بهتر می شود
من هو یعطی الکثیر بالقلیل آقای ماست
پاسخ یک خواهش اینجا صد برابر می شود
خوش به حال زائری که بعد مشهد آمدن
دل پسند زاده موسی بن جعفر می شود
عطر و بوی کربلا دارد حریمت،این گدا
کی دوباره زائر ارباب بی سر می شود
از حرم تا قتلگه،از قتلگه تا به حرم
این مسیر از اشکهای فاطمه تر می شود
حسین قربانچه
********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - مریم اخوان طاهری
از درد کهنه ای که مداوا نمیشود
یا میشود گلایه کنم یا نمیشود
اینک سلام حضرت عیسی تر از مسیح
لطفت نگو که شامل ماها نمیشود
ای من فدای پنجره فولاد چشمهات
از بغض من چرا گرهی وا نمیشود؟
یوسف ترین عزیز !مرا تا خودت بخوان
هرچند این غریبه زلیخا نمیشود
امضا:کسی که با همه ی ریزنقشی اش
در بیکران چشم شما جا نمیشود
مریم اخوان طاهری
*********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - سید حسن رستگار
باید غبار صحن تو را طوطیا کنند
« آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند»
هو هوی باد نیست که پیچیده در رواق
خیل ملائکند رضا یا رضا کنند
بازار عاشقان تو از بس شلوغ شد
ما شاعرت شدیم که مارا سوا کنند
«هر گز نمیرد آنکه دلش» جلد مشهد است
حتی اگر که بال و پرش را جدا کنند
هر کس به مشهد آمد و حاجت گرفت و رفت
او را به درد کرببلا مبتلا کنند
دردی عظیم و سخت که آن درد را فقط
با یک نگاه گوشه ی چشمت دوا کنند
از آن حریم قدسی ات آقای مهربان
«آیا شود که گوشه ی چشمی به ما کنند»
سید حسن رستگار
**
برگرفته از وبلاگ حسینیه
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - علی اکبر لطیفیان
دل هميشه غريبم هوايتان كرده است
هواى گريه پايين پايتان كرده است
وَ گيوههاى مرا رد پاى غمگينت
مسافر سحر كوچه هايتان كرده است
خداش خير دهد آن كسى كه بال مرا
كبوتر حرم باصفايتان كرده است
چگونه لطف ندارى به اين دو چشمى كه
كنار پنجره هايت صدايتان كرده است ؟
چگونه از تو نگيرم نجات فردا را
خدا براى همينها سوايتان كرده است
چرا اميد ندارى مدينه برگردى
مگر نه آنكه خدا هم دعايتان كرده است
ميان شهر مدينه يگانه خواهرتان
چه نذرهاى بزرگى برايتان كرده است
تو آن نماز غريب هميشهها هستى
كه كوچههاى خراسان قضايتان كرده است
سپيدهاى و به رنگ شفق در آمدهاى
كدام زهر ستم جابجايتان كرده است
علی اکبر لطیفیان
**
از وبلاگ نود و پنج روز باران
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - هادی جانفدا
به روشنای تو زل میزند سیاهی ها
شبیه غبطه ی جامانده ها به راهی ها
بجز سلام به تو ، آن هم اکثرا از دور
چه کرده ایم در این عمری از تباهی ها؟
به پیشگاه شما سر به زیر می آیم
به سربلندترین شکل عذرخواهی ها
دو لنگه درب حرم باز ، مثل آغوشت
همیشه هست پذیرای بی پناهی ها
ازین به بعد ندارند تاب دریا را
که خواب حوض تو را دیده اند ماهی ها
که سنگفرش تو از جنس چشم آهوهاست
و خاک پای تو اکسیر خوش نگاهی ها
دوباره باید ازینجا به جاده زل بزنم
همان حکایت جامانده ها و راهی ها
هادی جانفدا
**********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - علی اکبر لطیفیان
مقیم حرم
خاک حرم رسید ، دوا نیز داده شد
آب حرم رسید، شفا نیز داده شد
ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم
ما جلوه خواستیم ، خدا نیز داده شد
اصلا بهانه هاست که ما را می آورد
با دادن بهانه ، بها نیز داده شد
هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود
در این حرم نخواسته ها نیز داده شد
از بس کریم بود که درهم خرید و رفت
در ازدحام ، حاجت ما نیز داده شد
اصلا به خواهش کم ما اکتفا نکرد
ما سنگ خواستیم ، طلا نیز داده شد
گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد
گفتم حسین ، امام رضا نیز داده شد
میخواستم به مشهد تو راهی ام کنند
دیدم برات کرببلا نیز داده شد
علی اکبر لطیفیان
**
برگرفته از وبلاگ نود و پنج روز باران
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - علی اکبر لطیفیان
بهر حاجات اگر دست دعا برخيزد
دلبري هست به هر حال به پا برخيزد
لطف آقاي خراسان ز همه بيشتر است
هر زمان از دلِ پُر درد صدا برخيزد
آه در سينه ي عشاق به هم مرتبطند
وقت نقاره زدن ناله ي ما برخيزد
جرأتش نيست كسي حرف جهنم بزند
گر پيِ كار ِ گنهكار ز جا برخيزد
زائر آن است كه در كوي تو اُتراق كند
آنكه در عرش نشسته ست چرا برخيزد؟
تا به دستِ كرم تو به نوايي نرسد
از سر ِ راه محال است گدا برخيزد
بر سر خاكم اگر آهوي تو گريه كند
از تمام جگرم بانگ رضا برخيزد
حرمت زودتر از كعبه مرا حاجي كرد
حج ما آخر ذي القعده به پا برخيزد
علي اكبر لطيفيان
**
برگرفته از وبلاگ من غلام قمرم
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - علی اکبر لطیفیان
تو حسين مني
هنوز حال و هوايي كه داشتم دارم
هنوز طبع گدايي كه داشتم دارم
براي گمشدگان يك چراغ روشن كن
نياز به راهنمايي كه داشتم دارم
بساط شاه و گدا در كنار هم پهن است
كنار جايِ تو جايي كه داشتم دارم
همان گداي قديمي كه داشتي داري
همان امام رضايي كه داشتم دارم
حرم نگو،عتبات است،تو حسين مني
هنوز كرب و بلايي كه داشتم دارم
علي اكبر لطيفيان
********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - سیدهاشم وفائی
از زماني كه به درگاه تو راهم دادند
آبرو مند شدم عزت و جاهم دادند
به مقامي كه نبردند سلاطين راهي
من مسكين به خدا رفتم و راهم دادند
تا شدم معتكف كوي تو اي شمس شموس
مژده ي روشني شام سياهم دادند
گرمي و شور طلب كردم از اينجا چون شمع
چشمه ي اشك غم و آتش آهم دادند
خواستم با تو بگويم كه خجالت زده ام
عرق شرم به عنوان گواهم دادند
در حريم تو خدا را به تو دادم سوگند
نامه ي عفو گنه بهر گناهم دادند
چه غم از تابش خورشيد قيامت دارم
تا كه در سايه ي مهر تو پناهم دادند
سوخت در آتش غم جان«وفائي» و سرود
در غم آل علي حال تباهم دادند
سیدهاشم وفائی
*********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - محسن ناصحی
مثل کبوتران شما گرچه می پرم
آنها کبوترند و من از جنس دیگرم
دیوارها فضای دلم را گرفته اند
دیگر هوای پرزدن افتاده از سرم
این شهر بسته بال مرا؛ این حصارها
تا آسمان کشیده شده در برابرم
گاهی برای بال زدن، آسمان کم است
یا صحن قدس باید و یا گنبد حرم
آقای من! ببخش اگر بال من شکست
بر من مگیر خرده اگر کم میاورم
این روزها ببخش اگر دیر میرسم
گاهی اسیر خانه و فرزند و همسرم
مثل کبوتران شما، نه ! هنوز نه
مانده است تا قبول کنی یک کبوترم
محسن ناصحی
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - مهدی صفی یاری
هی هول می دهند مرا بین جمعیت
گم می شوم دوباره خدا بین جمعیت
معلوم شد شبیه قیامت در این سرا
فرقی نمی کنند شاه و گدا بین جمعیت
دیدم خودم فرشته از اینجا عبور کرد
از لابلای پنجره ها بین جمعیت
تا باز شد دوباره در ، اینجا شلوغ شد
پیچید یا امام رضا بین جمعیت
امروز هم دوباره مریضی شفا گرفت
نزدیکی ضریح طلا بین جمعیت
من مطمئن شدم که خود آن مسافر است
تا گفت : التماس دعا بین جمعیت
مهدی صفی یاری
*********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - هادی ملک پور
بازار عشق بازی
با هرم دستهای تو گرما گرفته است
عشقت عجیب در دل من جا گرفته است
آرامشی شبیه به صحن و سرای تو
چشمان شوق را به تماشا گرفته است
جان من است! این که شبیه کبوتری
یک گوشه در کنار تو مأوا گرفته است
آقا به من اجازه ی پرواز می دهی
بالم زبس نشسته ام اینجا گرفته است
اینجا هزار پنجه ی خورشید پشت ابر
در انتهای غربت دریا گرفته است
هرکس که حاجتی زتو درخواست می کند
با چشمهای خیس تمنا گرفته است
دیدم کنار پنجره فولاد مادری
دستش تمام روزنه ها را گرفته است
"طفلی مریض دارم و دستم به دامنت
آقا! ... دلم ز مردم دنیا گرفته است"
هر گوشه ای که می نگرم دل شکسته ای
با تو زبان به شکوه و نجوا گرفته است
معلوم نیست سیطره ی مهربانی ات
از این حریم تا به کجاها گرفته است
هر صحن و هر رواق تو هرجا به هر زبان
جمعیتی به ذکر شما پا گرفته است
هر چند عشق ناب تو آقا چو کیمیاست
بازار عشق بازی ات اما گرفته است
شک نیست هر که زائر شش گوشه می شود
از آستان لطف تو امضا گرفته است
هر کس هوای کوی ابالفضل می کند
از تو برات کرب و بلا را گرفته است
دست مرا بگیر ... مرا تا حرم ببر
کار دلم بدون تو بالا گرفته است...!
باری به دوش دارم و آهی به سینه ام
این سینه از برای تو آقا گرفته است
هادی ملک پور
**********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - مجید خضرابی
در دل خویش غم آل عبا دارم من
میل جان دادن بر آل کسا دارم من
سر سودا زده ی من به غم خویش خوش است
دلخوشم با غم و کی میل دوا دارم من
نبوی مکتب و زهرا منش و حیدریم
قبله ای سوی شه کرب و بلا دارم من
اغنیا را تو بگو دل به منا خوش دارند
کعبه ای چون حرم پاک رضا دارم من
تا که آن شاه کند میل به قربانی من
سر خود بر کف و دل غرق دعا دارم من
آس و پاسم من اگر بین شماها مردم
صاحبی با حرم بقعه طلا دارم من
در میخانه به من باز کن ای شاه رئوف
که فقط در همه افلاک تو رادارم من
بی نصیبم مکن از گردش چشمت ای دوست
که دلی سخت گرفتار بلا دارم من
گرچه در چشم خلایق شده ام خوار ولی
در میان همه مرغان تو جا دارم من
دعبل عصر و زمان خودم و شادم که
این لیاقت ز عنایات شما دارم من
مجید خضرابی
**************************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - یوسف رحیمی
عطر خدا
حس ميکنم در مرقدت عطر دعا را
عطر توسل هاي در باران رها را
غرق اجابت مي شود دست نيازش
هر کس که مي خواند در اين مرقد خدا را
اي مظهر رأفت براي تو چه سخت است
خالي ببيني دست محتاج و گدا را
آهم کبوتر ميشود تا گنبد تو
ميآورد فريادهاي يا رضا را
آئينه هاي لطف تو تکثير کردند
در چشمة دل اشک هاي بي صدا را
آقا کنار پنجره فولادت آخر
ميگيرم از دستت برات کربلا را
اي زائران اينجا دخيل غم ببنديد
بر آستانش ندبهی «آقا بيا» را
پائين پاي تو غباري مي سرايد
شعر کرامات نگاه کيميا را
یوسف رحیمی
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - حاج غلامرضا سازگار
وقتی به طوس، جا به کنار تو میکنم
احساس وصل حق، به جوار تو میکنم
در بین خلق از همه با آبرو ترم
چون کسب آبرو ز غبار تو میکنم
یک حج به نامه عملم ثبت میشود
با هر قدم که رو به دیار تو میکنم
بر یازده امام چو دلتنگ میشوم
میآیم و طواف مزار تو میکنم…
حاج غلامرضا سازگار
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - سید حمیدرضا برقعی
میان این همه غوغا، میان صحن و سرایت
بگو که می رسد آیا صدای من به صدایت؟
منی که باز برآنم که دعبلانه برایت
غزل ترانه بخوانم در آرزوی عبایت
من و عبای شما؟ نه من از خودم گله دارم
من از خودم که شمایی چقدر فاصله دارم
هنوز شعر نگفته توقع صله دارم
منی که شعر نگفتم مگر به لطف دعایت
چقدر خوب شد آری، نگاهتان به من افتاد
همان دقیقه که چشمم درست کنج گهرشاد
بدون وقفه به باران امان گریه نمی داد
هزار تکه شد این من به لطف آینه هایت
چنان که باید و شاید غزل غزل نشدم مست
که دست من به ضریحت در این سفر نرسیده است
من این نگاه عوامانه را نمی دهم از دست
اجازه هست بیفتم شبیه سایه به پایت؟
دوباره اشک خداحافظی رسیده به دامن
دوباره لحظهء تردید بین ماندن و رفتن
و باز مثل همیشه در آستانهء در من ـ
کبوترانه زمین گیر می شوم به هوایت
**
سکوت کرده دوباره جهان برای من و تو
نبود و نیست صدایی به جز صدای من و تو
و می روم به امید دوباره های من و تو
میان این همه غوغا میان صحن و سرایت
سید حمید رضا برقعی
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - سید حمیدرضا برقعی
همیشه قبل هر حرفی برایت شعر می خوانم
قبولم کن من آداب زیارت را نمی دانم
نمی دانم چرا این قدر با من مهربانی تو
نمی دانم کنارت میزبانم یا که مهمانم
نگاهم روبروی تو، بلاتکلیف می ماند
که از لبخند لبریزم، که از گریه فراوانم
به دریا می زنم دریا ضریح توست غرقم کن
در این امواج پرشوری که من یک قطره از آنم
سکوت هرچه آیینه، نمازم را طمأنینه
بریز آرامشی دیرینه در سینه پریشانم
تماشا می شوی آیه به آیه در قنوت من
تویی شرط و شروط من اگر گاهی مسلمانم
اگر سلطان تویی دیگر ابایی نیست می گویم :
که من یک شاعر درباری ام مداح سلطانم
سید حمید رضا برقعی
***********************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - علی اکبر لطیفیان
تیزی شمشیر هم تسلیم ابرو می شود
شیر هم در پای چشمان تو آهو می شود
نیست فرقی بین رب و عبدِ عین رب شده
گاه ذکرم یا رضا و گاه یا هو می شود
مِهر تو در سنگ هم کار خودش را می کند
شیشه در همسایگیِ عطر خوشبو می شود
تو به ما پا می دهی و ما کلیمت می شویم
لال هم در این حرم مرغ سخنگو می شود
دست خالی بودن ما نیست کتمان کردنی
دست ما هر بار سائل می شود، رو می شود
چشم جاری از تمام چشمه ها بالاتر است
آب سقاخانه هم محتاج این جو می شود
این مژه هایم اگر پیش تو باشد بهتر است
لااقل یک گوشه از صحن تو جارو می شود
پنجره پولاد تو آخر شفایم می دهد
باز هم در صحن های تو هیاهو می شود
علی اکبر لطیفیان
**
برگرفته از وبلاگ حسینیه
************************
اشعار امام رضا(ع) - موضوع آزاد - علی اصغر ذاکری
دلم شکسته ، دلم را نمی خری آقا
مرا به صحن بهشتت نمی بری آقا
اگر چه غرق گناهم ولی خبر دارم
تو آبروی کسی را نمی بری آقا
چقدر خوبی و دل رحم و مهربان ، عاشق
و در دقایق عمرم شناوری آقا
همیشه از حرمت بوی مهر می آید
شبیه باغ پر از گل معطری آقا
تمام دفتر شعرم فدای چشمانت
که از تمام غزلهام بهتری آقا
ولی بدون تو این شعر ها چه دلتنگند
بدون نام تو اصلا چه دفتری آقا
در اوج بی کسی ام در خیال من هستی
تویی که یارترین یارو یاوری آقا
علی اصغر ذاکری