اشعار مدح
اشعار مدح – یوسف رحیمی
جاری شده این اشک به تکرار غم تو
عمری ست دل ماست گرفتار غم تو
از فاطمیه مانده به جا هرچه که داریم
یعنی همه هستیم بدهکار غم تو
شد هر تپشش ذکر «علیًّ ولی الله»
قلبی که شده محرم اسرار غم تو
از موهبت توست که زنده ست دل ما
با زمزم اشکی که بود کار غم تو
چشم تر ما چشمه ای از کوثر و در دل
چون خیمه ای افراشته همواره غم تو
جا مانده دلم در وسط کوچه ي اشکت
آتش زده ما را در و دیوار غم تو
ده قرن گذشتهست، هنوز ای گل پرپر
مانده به روی دوش جهان بار غم تو
یوسف رحیمی
***********************
شعر مدح حضرت زهرا(س) - رضا رسول زاده
از اشک های چشم تو زمزم درست شد
از ناله های نیمه شبت غم درست شد
با یاری ملائکه در هیئت خدا
از چادر سیاه تو پرچم درست شد
اول تو آفریده شدی شک نمی کنم
زآن پیشتر که طرح دو عالم درست شد
وقتی به شکل انسیه ی کاملی شدی
از باقی گلت گل ما هم درست شد
ما را طلایه دار غم تو نوشته اند
از آن زمان که غصه و ماتم درست شد
از ما سوال و از تو جوابی ، اگر دهی...
تابوت لاغر تو چرا خم درست شد ؟
ما نوکر حسین غریب شما شدیم
از فاطمیه ای که محرم درست شد
رضا رسول زاده
**********************
شعرمدح حضرت زهرا(س) - محمد حسین رحیمیان
می رسد نان شب ما از نوای فاطمه
آمدیم اصلا در این دنیا برای فاطمه
مدح او را باید از پیغمبر و حیدر شنید
ما کجا و گفتن از حال و هوای فاطمه
حک شده با خط حیدر روی درهای بهشت
اولویت هست اینجا با گدای فاطمه
اشهد انَّ علی ... را هر که گوید در اذان
می شود وارد به جمع بچه های فاطمه
هر چه نعمت می رسد بر ما یکی از این دوتاست:
یا دعای فاطمه یا که وفای فاطمه
قبل ابراز نیازم حاجتم را می دهد
تا که می خوانم خدایم را : خدای فاطمه!
حق او با گریه تنها نمی گردد ادا
پیر کن ما را خدایا در عزای فاطمه
می زنم بوسه به دست آن که در روز الست
زلف من را زد گره با سرجدای فاطمه
محمد حسین رحیمیان
********************
شعر مدح حضرت زهرا(س) - حامد تجری
قدری که داشت قدر مسلّم زیاد بود
خون دلی که خورد کمش هم زیاد بود
او نور خلقت است که در نور خلقتش
زاویّههای روشن مبهم زیاد بود
زهرا اگر نبود بهشتی نداشتیم
مهرش اگر نبود جهنّم زیاد بود
در خانهاش تمام کنیزان مقدّسند
جایی که مثل حضرت مریم زیاد بود
تارِ گلیم کهنهی انفاق کرده اش
هرچند در نگاه گدا کم؛ زیاد بود
آری درست، مادرمان زود پیر شد
آری درست، در دل او غم زیاد بود
اما برای سنّ کمش گریه کم کنید
هجده بهار از سر عالم زیاد بود...
حامد تجری
*********************
شعر مدح حضرت زهرا(س) – علی اکبر لطیفیان
مصحفی اعجاز دارد که تمامش فاطمه است
آن نمازی قرب دارد که قیامش فاطمه است
دست بوس فاطمه بودن کمال مصطفی است
در مقامات نبی این بس مقامش فاطمه است
آنکه من هستم فقیر ابن فقیر خانه اش
آنکه من هستم غلام ابن غلامش فاطمه است
حکم زهرا بر تمام انبیا هم واجب است
شرع ما پیغمبری دارد که نامش فاطمه است
مصطفی یا مرتضی یا فاطمه یا هرسه تا
مانده ام از این سه تا اصلا کدامش فاطمه است
فاطمه امر خداوند است و مأمورش علیست
پس امام اول عالم امامش فاطمه است
حج زهرا ظاهرا بیت الحرامش مرتضی ست
حج مولا باطنا بیت الحرامش فاطمه است
رشته های چادرش بازار گرمی خداست
صبح محشر هم دلیل ازدحامش فاطمه است
عقل ها راهی ندارند و زیان ها الکنند
در مقام اهل بیتی که تمامش فاطمه است
علی اکبر لطیفیان
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب سوم مسجد ارک
************************
شعر مدح حضرت زهرا(س) - سید یاسر افشاری
همتراز شرف کوثر تو زمزم نیست
خادم خانه ی تو کیست اگر مریم نیست ؟
شرط پایان رسالت، پدرت بودن بود
بی وجود تو پیمبر به خدا خاتم نیست
خاندانت همگی مظهر اسمُ اللّه اند
ولی اندازه تو هیچ کسی اعظم نیست
همه ی دلخوشی حیدر کرار تویی
لحظه ی خنده تو در دل مولا غم نیست
حیف نور تو که خرج در و همسایه شود
تو فقط وقف علی باش کسی محرم نیست
من از آن روز که خلق تو شدم گریه کنم
از زمانی که خودم هم به خدا یادم نیست
بعد از آنیکه پرت خورد به در فهمیدم
نفرت انگیز تر از میخ در این عالم نیست
سید یاسر افشاری
************************
شعر مدح حضرت زهرا(ع)
در هوایت جبرئیلی هم پر آوردن کم است
وقت مدح تو هزاران من در آوردن کم است
آسمان کاغذ شود، خلقت قلم در وصف تو
هفت اقیانوس را هم جوهر آوردن کم است
آن چنان ظرفیتی در خانه ی تو ریخته
که صد و ده کعبه هم از آن درآوردن کم است
دختر پیغمبر ما یازده نور آفرید
پس که گفته، ای خدیجه دختر آوردن کم است
در مصاف دست تو وقتی به میدان رو کند
چند صد تا قلعه همچون خیبر آوردن کم است
تا زمانی که کمربند علی در دست توست
لشکری را هم به جنگ حیدر آوردن کم است
شأن نام نوکرت بالاتر از این حرف هاست
از سلیمانی همین جا سر درآوردن کم است
مادران سینه زن هایت همه قربان تو
مادر خوبم به پای تو سرآوردن کم است
ریشه های چادرت را زود دنبالم فرست
تاب یا طاقت میان محشر آوردن کم است
در حسینیه میان روضه یادم داده اند
روز و شب سجده به پای مادر آوردن کم است
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب سوم مسجد ارک
************************
شعر مدح حضرت زهرا(س)
روزی که غیر نام تو از بر نداشتیم
حرفی برای صحبت دیگر نداشتیم
شأن نزول آیه لولاک، فاطمه است
زهرا نبود احمد و حیدر نداشتیم
زهرا اگر نبود نشان از نبی نبود
زهرا اگر نبود پیمبر نداشتیم
زهرا اگر نبود علی ناشناس بود
ما هم خبر ز ساقی کوثر نداشتیم
زهرا اگر نبود حسین و حسن نبود
یار کریم و سید محشر نداشتیم
زهرا اگر نبود خدا هم غریب بود
در بندگی نمونه برتر نداشتیم
گمراه میشدیم در این ظلمت غریب
گر پرتویی ز زهره اطهر نداشتیم
زهرا اگر نبود سما بارشی نداشت
از خاک مرده رزق مقرر نداشتیم
زهرا اگر نبود دگر خلقتی نبود
این عرش و فرش وکرسی و دفتر نداشتیم
روزی که هست: "یوم یفروا من الاخیه"
بیچاره می شدیم، چو مادر نداشتیم
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی
************************
شعر مدح حضرت امیر(ع) – حسن کردی
دارد دلم هوای تو یا مرتضی علی
دنیای من فدای تو یا مرتضی علی
اسلام من تو هستی و این است باورم
دین نیست جز ولای تو یا مرتضی علی
از هر چه خیر هست در عالم نوشته اند
اول فقط برای تو یا مرتضی علی
پیغمبران حق همه رفتند صف به صف
دنبال رد پای تو یا مرتضی علی
جنت برای شیعه تو یک بهانه است
بیند مگر صفای تو یا مرتضی علی
لا سیف لا فتی فقط اندازه تو هست
مداح تو خدای تو یا مرتضی علی
خیبر نشان کوچکی از قدرت تو بود
تاریخ مبتلای تو یا مرتضی علی
پیچید قلعه دور سر مرهب یهود
از سمت ضربه های تو یا مرتضی علی
مهلت نداد برق دم ذوالفقار تو
بر خصم بی حیای تو یا مرتضی علی
حسن کردی
************************
اشعار مدح حضرت زهرا(س) - علی اکبر لطیفیان
خادمت جبریل شد بال و پری پیدا کند
خاک پایت شد مَلَک تاج سری پیدا کند
مصطفی از اولش هم در پی دختر نبود
بلکه بابای تو شد تا مادری پیدا کند
آن همه معراج رفتن علتش یک سیب بود
با همان تثبیت شد پیغمبری پیدا کند
بعد تو پیغمبری هم جمع شد اصلا چه کَس
می تواند در کنار تو سَری پیدا کند
در همین سجاده هم در مَسندِ، الله باش
فاطمه، باید خدا هم مظهری پیدا کند
مرتضی با آن مقامش تازه گردنبند توست
تا که هم تو هم خودش یک زیوری پیدا کند
بیشتر دنبال کسب فیض از قرب تو بود
نه که با وصلت بخواهد همسری پیدا کند
هر که از باب العطایت وارد جنت نشد
از محالات است باب دیگری پیدا کند
بی گمان محشر خودش اهل شفاعت می شود
هر که از تو رشته های معجری پیدا کند
از مباهات خدا پیداست که امکان نداشت
از نماز تو نماز بهتری پیدا کند
تو دعا کن تا بیاید مهدی ات با ذوالفقار
قبر پنهان گل نیلوفری پیدا کند
علی اکبر لطیفیان
***********************
شعر مدح حضرت زهرا(س) – محسن نصراللهی
سال ها گریه کن ِ حضرت زهرا هستم
از ازل معتکف هیئت زهرا هستم
چشم بارانی من هدیه شده از مادر
مورد مغفرت و رحمت زهرا هستم
با همه بار گناهی که به گردن دارم
باعث درد و غم وزحمت زهرا هستم
این عزاداری ما رفع بلا خواهد کرد
چون که تحت نظر دولت زهرا هستم
فاطمیه شب و روزش غم و اندوه من است
نوحه خوان ِ همه ی غربت زهرا هستم
کوچه و پنجه ی زهرا و کمربند علی
جذبه ی حیدری قدرت زهرا هستم
وای از پشت در و میخ در و آتش و دود
زخمی جلوه ی یک همت زهرا هستم
از علی گفت و فدای دو ید حیدر شد
متعجب شده ی غیرت زهرا هستم
آن قدر سخت قدم زد که علی می گوید
غصه دار کمر و قامت زهرا هستم
علی از چادر خاکی گلش می نالد
که زمین خورده ی این عفت زهرا هستم
محسن نصراللهی