اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع)

 

ماه نور است و ماه اشک و دعا

ماه دستان سمت بالاها

 

به لبم شور یا من ارجوه است

در دلم شوق بندگی خدا

 

و در خانه ی امام رئوف

صف کشیده دوباره خیل گدا

 

چشم یعقوب میشود روشن

عطر یوسف گرفته بیت رضا

 

وقت تنزیل کوثر آمده است

ابتران را بگو پس از زهرا

 

بار دیگر خدا کرامت کرد

به رضا گل پسر عنایت کرد

 

پر گرفتم از اعنتای شما

مستمندم به یک دعای شما

 

میرسد تا خدا کسی که فقط

پر زده پشت ردّپای شما

 

مثل داوود میشود خوش لحن

هرکسی بشنود صدای شما

 

هرچه جود است میرسد پشتش

به در خانه ی عطای شما

 

و چه خوش گفت سعدی شیراز

من گمانم که در رثای شما...

 

...ما گدایان خیل سلطانیم

شهروند هوای جانانیم

 

اوج اوج فلک نگاه شما

راه جنت به سمت راه شما

 

سمت بالای آسمان سلوک

میرود شیعه در پناه شما

 

آتش دوزخ است در جانش

گر بیفتد کسی به آه شما

 

و اذا الشمس میچکد هر شب

ز شبستان روی ماه شما

 

و بزرگان شهر آیینه

همچو سرباز در سپاه شما

 

ای به دل ها امیر یا مولا

دست ما را بگیر یا مولا

 

غزل از شوقتان غزل گشته

شهد گل از لبت عسل گشته

 

ذره ای را که تو نظر کردی

رفته تا آسمان زحل گشته

 

از گدایی درگهت حاتم

در عطا و کرم مثل گشته

 

سیئه از نگاه احسانت

همه جا بهترین عمل گشته

 

مظهر حی لا یموتی تو

نام تو شور لم یزل گشته

 

گرچه وصفت به قدر دریا بود

عمر تو قد عمر گل ها بود

 

بین قنداقه همچنان عیسا

خطبه خواندی چه واضح و غرّا

 

قصه ی مادرت چو ماریه شد

تو که بودی ز نسل آل کسا

 

من بمیرم چرا قیافه شناس...

لعنت حق به دشمنت آقا

 

ای امامت به تو شده تثبیت

ای دل امام قبل؛ شما

 

مشتی از خاک کوچه ها بردار

روضه خوان شو به غربت زهرا

 

روضه ی دست و سینه و بازو

روضه ی زخم تازه ی پهلو

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

 

**********************

 

اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع) - وحید محمدی

 

سلام حضرت باران سلام یا مولا

امام زاده ی سلطان سلام یا مولا

 

گدا برای تو بودن بهانه می خواهد

ظهور معرفتی عاشقانه می خواهد

 

شکوه حسن تو را آسمان نمی داند

سرود اوج تو را جز ملک نمی خواند

 

نگاه لطف تو را عالمی گدا بوده

فقیر منّت آیات هل اتی بوده

 

سحاب رحمت و رافت ، عطای بی منّت

جواد جود و کرم ، نور ذاتی عصمت

 

قنوت صبح دعا در نگاه شبهایت

نشسته خیره به هر لحظه ی تماشایت

 

به جان خریده ام آقا مدال دینت را

شکوه صبح طلایی کاظمینت را

 

رفیق نیمه شب از آسمان دعایم کن

برای صبح زیازت مرا صدایم کن

 

صدا کن ای تو مرا مقتدای زیبایی

سرود آبی گلواژه های دریایی

 

مدام معتکفم در حریم احسانت

نشسته ام به گدایی روح ایمانت

 

نشسته ام که امام الهدی مرا بخری

مرا خریده و تا وادی فنا ببری

 

شبیه رقص کبوتر کنار آینه ها

طواف می کنم این لحظه ها به دور شما

 

کنار شمع وجودت که حرف سرما نیست

تو هستی از چه بترسم که نار بر ما نیست

 

وحید محمدی

 

********************

 

اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع) - سید حمید رضا برقعی

 

با حضورت ستاره ها گفتند

نور در خانه ی امام رضاست

کهکشان ها شبیه تسبیحی

دستِ دُردانه ی امام رضاست

**

مثل باران همیشه دستانت

رزق و روزی برای مردم داشت

برکت در مدینه بود از بس

چهره ات رنگ و بوی گندم داشت

**

زیر پایت همیشه جاری بود

موج در موج دشتی از دریا

به خدا با خداتر از موسی

بی عصا می گذشتی از دریا

**

با خداوند هم کلام شدی

علت بُهت خاص و عام شدی

«کودکی هایتان بزرگی بود»

در همان کودکی امام شدی

**

رزق و روزی شعر دست شماست

تا نفس هست زیر دِیْن توایم

تا جهان هست و تا نفس باقی است

ما فقط محو کاظمین توایم

**

من به لطف نگاهت ای باران

سوی مشهد زیاد می آیم

دست بر روی سینه هر بار از

سمت باب الجواد می آیم

 

سید حمیدرضا برقعی

 

********************

 

اشعار ولادت حضرت امام جواد(ع) - مجید تال

 

مینویسم سر خط نام خداوند رضا

شعر امروز بپرداز به لبخند رضا

 

آنکه با آمدنش آمده محشر چه کسی ست؟

از تو در آل نبی با برکت تر چه کسی ست؟

 

آنکه از آمدنش عشق بیان خواهد شد

" عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد "

 

آسمان! از سر خورشید تو خواب افتاده؟

یا که از چهره ی این طفل  نقاب افتاده؟

 

بی گمان حافظ چشمان تو ابروی تو بود

" دوش در حلقه ی ما قصه ی گیسوی تو بود "

 

آسمان از نفسش یک شبه منظومه نوشت

روزی شعر مرا حضرت معصومه نوشت

 

عدد سائل این خانه زیاد است امروز

شعر وارد شده از باب جواد است امروز

 

باز با لطف رضا کار من آسان شده است

کاظمین دلم امروز خراسان شده است

 

دوست دارم که بگردم حرم مولا را

بوسه باران کنم از یاد تو پایین پا را

 

بنویسید که تقویم بهاری بشود

روز او روز پسر نام گذاری بشود

 

خالق از دفتر توحید جناس آورده

جهل این قوم چرا چهره شناس آورده؟

 

شک ندارم که از این حیله ی ابتر مانده

رو سپیدیست که بر چهره ی کوثر مانده

 

به رضا طعنه زدن جای تأسف دارد

گر چه یعقوب شده، مژده ی یوسف دارد

 

این جوان کیست که معنای قیامت شده است

سند محکم اثبات امامت شده است

 

گندمی باشد اگر رخ نمکش بیشتر است

با پیمبر صفت مشترکش بیشتر است

 

این جوان کیست که سیمای پیمبر دارد

بنویسید رضا هم علی اکبر دارد

 

اهل بیت آینه ی بی مثل قرآن اند

این جوان کیست که از خطبه ی او حیرانند؟

 

نسل در نسل، شما مایه ی ایمان من ید

من نفس می کشم از اینکه شما جان من ید

 

نزند دشمنت از روی حسادت نظرت

چند روزیست پریشان شدم آقا! پسرت...

 

غصه ای نیست اگر این همه دشمن دارد

پسرت حرز تو را تا که به گردن دارد

 

پسرت مثل علی بوده، امیر است امیر

پسرت چشمه ی جوشان غدیر است غدیر

 

آخر شعر من از قلب هدف می گذرد

کاظمین تو هم از راه نجف می گذرد

 

تا ز مولا ننویسیم ادب کامل نیست

چون که بی نام علی  ماه رجب کامل نیست

 

یا علی یا اسد الله عنان دست تو است

جلوه کن باز یدالله جهان دست تو است

 

مجیدتال