اشعار ماه محرم - علی اکبر لطیفیان

 

ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم

در روز چند بار سر سفره غمیم

 

بالاى بام خانه تو را جار میزنیم

زهرا اگر قبول کند مثل پرچمیم

 

دم میدهیم و میت مان زنده میشود

حداقل در این دهه عیسى بن مریمیم

 

مابین گریه فاطمه سرمیزند به ما

فرقى نمیکند که زیادیم یا کمیم

 

ما را اگر غلام سیاه آفریده اند

خیلى شبیه رخت سیاه محرمیم

 

هم تو کنار مایی و هم ما کنار تو

یعنى هنوز هم که هنوز است با همیم

 

امروز پاى روضه تو گریه مى کنیم

فردا شریک حج رسول مکرمیم

 

هنگام گریه قطره به قطره تبرکیم

هنگام گریه آب فراتیم، زمزمیم

 

با تو در این زمین خدا آشنا شدیم

ممنون آن گناه نخستین آدمیم

 

ما را بخر، ضرر بده اصلا، چه میشود؟

خوبیم یا بدیم همینیم درهمیم

 

واى از کسى که پیر شد و کربلا نرفت

ما کربلا نرفته فقیر دو عالمیم

 

گریه بده وگرنه ازینجا نمیرویم

ما سائل غمیم بدنبال ماتمیم

 

علی اکبر لطیفیان

 

*********************

 

اشعار محرم – علی اکبر لطیفیان

 

فقیرم نوشتید، من راضیم

به این شب به شب در زدن راضیم

 

دل من شکسته ست چیزى بگو

بوالله حتى به " لن" راضیم

 

مرا هم معطل کنى، اولا :

تو رب منى ، ثانیا: راضیم

 

به این پنج نوبت نمازم قسم

خدایا ازین پنج تن راضیم

 

کلاف مرا برنگردان، ولو

ببافى از آن پیرهن راضیم

 

فقیر حرم را سلیمان نکن

ازین منصب خویشتن راضیم

 

به پروانه هاى سحر گفته ام

که منهم به این سوختن راضیم

 

مرا آخر عمرى آواره کن

به شبهاى دور از وطن راضیم

 

اگر تن نباشد، به سر راضیم

اگر سر نباشد، به تن راضیم

 

فداى حسینم ، ولیکن مرا

بخوانى شهید " حسن" راضیم

 

حرم میروم باز در میزنم

اگر هم ندادند، من راضیم

 

مرا آخرش هم کفن میکنند

ولیکن بدون کفن راضیم

 

علی اکبر لطیفیان

 

*********************

 

اشعار ماه محرم – مهدی رحیمی

 

خوب است روضه، روضه ی ارباب بهتر است

از این جهت که گریه کن روضه مادر است

 

باید که طفل اشک بیاید به گونه ام

وقتی که پلک ، دست به سینه دم در است

 

سر روی شانه چون که به ذکرت بلند شد

سر نیست ، واعظی ست که بر روی منبر است

 

ای سر بریده بعد تو ، سر در مرام ما

از نوکران خاص درگاه حیدر ع است

 

حق می دهم اگر ببرد ارث از پدر

گریه کن حسین برایم برادر است

 

بالاترین سمت در این خانه نوکری ست

این اعتبار ، حسرت سلمان و قنبر است

 

نوکر بهشت هم برود… نه بدون شک

نوکر بهشت هم نرود باز نوکر است

 

مهدی رحیمی

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  محمدحسن بیات لو

 

ای غبار حرمت تاج سر نوکرها

نوکری ات شده تنها هنر نوکرها

 

” با بی انت و امی یا اباعبدالله”

به فدایت همه مادر پدر نوکرها

 

در قیامت تو به فکر من و امثال منی

میشوی سنگ صبور و سپر نوکرها

 

عده ای را طلبیدی به زیارت اما

نشده قسمتشان بیشتر نوکرها

 

کشته ی اشک چه داریم برایت بدهیم

ای به قربان تنت چشم تر نوکرها

 

کاش مانند شهیدان خودت آخر عمر

بگذاری سر زانوت سر نوکرها

 

ببری تا که به همراه خودت میمانی

جلوی درب جنان منتظر نوکرها

 

ای که درعلقمه خم شدکمرت میبینی

از مصیبات تو خم شد کمر نوکرها

 

اربعین پای پیاده به حرم می آییم

میشود پخش در عالم خبر نوکرها

 

محمدحسن بیات لو

برگرفته از سایت حدیث اشک

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  رضا باقریان

 

به نام شغل شريف تمام نوکرها

کسی امام من است و امام نوکرها...

 

...که وقت بذل عطا، پشت درب خانه او

قيامتی است از اين ازدحام نوکرها

 

نوشته اند به روز حساب اين آقا

ز مرحمت بشود هم کلام نوکرها

 

خدا کند برسد محضر مبارک او

ز راه دور هميشه سلام نوکرها

 

قسم به سجده طولانی حبيب و زهير

زبانزد است وقار و مرام نوکرها

 

بدون مجلس روضه شبی نميخواهم

بدون اشک، عزايش حرام نوکرها

 

بهشت و هرچه در آن است مال مه رويان

فقط مجالس روضه به نام نوکرها

 

عطا به نوکر اين خانواده، با زهرا

که هست حاتم طائی غلام نوکرها

 

تمام ميکنم اين شعر را به نام خدا

به نام اشک مدام تمام نوکرها

 

رضا باقریان

 

*********************

 

اشعار ماه محرم

 

آبروی ماست گریه ، آبرو داریم ما

با لباس مشکی ات عمریست خو داریم ما

 

با طهارت بودن از ارکان مجنون بودن ست

حرف لیلا میشود هرجا وضو داریم ما

 

چشم ما بی اشک بی خیراست بی خیرش نکن

که فقط از دار دنیا دو سبو داریم ما

 

حرف ما در روضه ها با اشک گفته میشود

در میان گریه با هم گفتگو داریم ما

 

دامن آلوده شدیم اما تو پاکش میکنی

رو سیاه از غفلتیم اما رفو داریم ما

 

حضرت عباس حامی عزاداران توست

چه هراس از طعنه ها وقتی عمو داریم ما

 

هرکسی دل را به دستت داد از مردم برید

تا که دریا هست کی سودای جو داریم ما؟

 

خوب و بد ما به حسینیه پناه آورده ایم

خوب و بد از پرچم تو رنگ و بو داریم ما

 

آرزوی کربلا بر پیرها که عیب نیست

کربلایی نیستیم و آرزو داریم ما

 

شهر با یک یاحسین ما معطر میشود

هرکجا نام تو باشد های و هو داریم ما

 

لحظه های آب خوردن هم به فکر روضه ایم

بغض خشکی لب و بغض گلو داریم ما

 

در غمت آیات قرآن روضه خوانی میکند

آب دریا و بیابان روضه خوانی میکند

 

اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  ایمان کریمی

 

ردیف شعرهایم بعد از این لبیک یا زینب

که از اول همین آخر همین لبیک یا زینب

 

همیشه "كُلُّنا عباسُكِ" تا جان به تن دارم

که می گوید یل ام البنین لبیک یا زینب

 

محرم یک دهه لبیک یا ارباب و می آید

از عاشورا به لب ها این طنین، لبیک یا زینب

 

مدافع هستم و روزی فدایت میشوم حتما

شعاری که شده با من عجین، لبیک یا زینب

 

نه اینکه من بگویم مطمن هستم که هر منزل

بگوید روی نی سالار دین لبیک یا زینب

 

شنیدم عاشقی میگفت که از عصر عاشوارا

شده ذکر همه عرش برین لبیک یا زینب

 

تو خطبه خواندی و ابن زیاد از ترس می لرزید

و فریاد لب روح الامین لبیک یا زینب

 

اگر قسمت شود پای پیاده کربلا، گویم

نجف تا کربلا این اربعین، لبیک یا زینب

 

ایمان کریمی

برگرفته از سایت بی پلاک

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  سید پوریا هاشمی

 

شادی جهان هیچ است عشق است همین غم را

هرثانیه میخواهیم این عالم ماتم را

 

همدست ملائک شد شد آبرویش تضمین

دستی که در این شب ها برداشته پرچم را

 

کشتی حسین افتاد یکبار دگر برآب

از دست نباید داد هرفیض فراهم را

 

هرجا که حسین آمد احسان خدا آمد

از برکت آقا بود بخشید اگر آدم را

 

در ماه خدا حتی ما با دهن روزه

هرروز طلب کردیم شبهای محرم را

 

هر وقت دو دم دادیم هر مرده ای احیا شد

آقا تو نگیر از ما دم های دمادم را

 

نذری حسینیه از بس به همه چسبید

انداخته از رونق آوازه ی حاتم را

 

یا مثل رسول ترک یا اینکه چنان طیب

از لطف زیادش کن این معرفت کم را

 

اسلام حسینی شد اسلام حسینی ماند

مدیون خودت کردی پیغمبر اکرم را

 

ای وای از آن دم که با قامت خم زینب

دارد بروی دستش یک پیکر در هم را

 

چه با سر و چه بی سر احیاگر زینب شد

دیدند همه بر نی عیسای معظم را

 

سید پوریا هاشمى

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  سید علی رکن الدین

 

هر آینه دلى ست که حیران کربلاست

در هر کجا سرى ست، پریشان کربلاست

 

داغى اگر که هست به این سینه داغ توست

ماتم اگر که هست ز هجران کربلاست

 

اشک است این که دور حرم را گرفته است

آرى فرات دیده ى گریان کربلاست

 

چشمى که روشن است به اشک غم حسین

شمعى به بزم شام غریبان کربلاست

 

نوح ائمه گفت که نوحو على الحسین

کشتى شکست خورده ى طوفان کربلاست

 

جا دارد از کفن بگریزیم روز مرگ

از غربتى که در تن عریان کربلاست

 

افتاده صد ترک به بلور دل رسول

از هر ترک که بر لب عطشان کربلاست

 

روزِ حسین خون دل از دیده می رود

این گریه ى امامِ خراسان کربلاست

 

سید علی رکن الدین

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  علی سپهری

 

یک وقت از ما نوحه و دم را نگیری

سینه زنی و شور و ماتم را نگیری

 

خیلی میان روضه هایت سود کردیم

یک موقع از ما روضه و غم را نگیری

 

سینه زدم تا که گناهم را بریزی

این کمترین چیزی که دارم را نگیری

 

حال بد ما با وجود روضه خوب است

از دست نوکرهات مرهم را نگیری

 

آقا برای ما محرم خیرها داشت

از ما گنهکاران محرم را نگیری

 

با هم خریدی خوب و بد را بین روضه

این گریه کردن های با هم را نگیری

 

در بین روضه التماست می کنم من

جانم بگیری،گریه هایم را نگیری

 

در بین هیأت کار من پرچم زدن شد

دستان من خالیست...پرچم را نگیری!

 

یک شب میان روضه ات گفتم خدایا

از نوکران شاه دو عالم را نگیری

 

علی سپهری

 

*********************

 

اشعار ماه محرم

 

عمر بی تو عمر بیهوده ست رسوایم مکن

جان زینب یا حسین ، مشغول دنیایم مکن

 

عاشق از لیلایی معشوق ، حیران می شود

از خدا خواهم ، که جز مجنون لیلایم مکن

 

مدعی راه خودش را می رود ، ما راه خود

از غبار پای خود ، دور ای مسیحایم مکن

 

پرچمت آقا ، نشانم می دهد راه تو را

دلبرا جز در مسیر عشق بینایم مکن

 

من نشان خیمه هایت را ز هیئت یافتم

 "لَیتنا کنّا معَک " ؛ رَد این تقاضایم مکن

 

تشنه ی شهد شهادت مانده این لبیک من

وقتِ مردن ، جز میان خون تماشایم مکن

 

هیأتت میخانه ی عشق است و ما مست مِی ایم

مستیِ ما را مگیر و طرد از اینجایم مکن

 

دل به هر کس بستم آخر رفت از دستم ، چه زود

پشتِ در آقا ، معطّل بیش از این هایم مکن

 

دستِ دور افتاده ها را هم بگیری عاقبت

در دفاعِ از حرم ، محرومِ امضایم مکن

 

در به در در کربلایم کن ، قبولم کن ، حسین

یار زینب کن مرا ، مدیونِ زهرایم مکن

 

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب 22 محرم 94

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  محمد رضا رضایی

 

هرجا که حسین است، ز ما هم خبری هست

هرجا که ز عشق است خبر، چشم تری هست

 

با اشک در خانه ی تو آمده چشمم

میدانم از این گریه برایم ثمری هست

 

از پیر غلامان تو آموخته ام که

درعشق پس از خون جگری دربه دری هست

 

رویای طواف حرمت بود که حالا

هم کفتر و پروانه و هم بال و پری هست

 

از تلخی این چایی روضه ست که مستم

با نام تو بر روی لبانم شکری هست

 

محمد رضا رضایی

 

*********************

 

اشعار ماه محرم –  قاسم نعمتی

 

یا ایهاالحسین و یا ایهاالشهید

با عشق تو ندیده خدایت مرا خرید

 

هر سائلی که دست به دامان تو شود

هرگز نمی‌رود ز سرای تو نا‌امید

 

اصلا بهای این همه احسان نداشتیم

اصلا چه شد که میل شما سوی ما کشید؟

 

هر کس دلش اسیر سر زلف دلبر است

با غمزه‌ای ز هر که به جز یار دل برید

 

این بی‌قراری دل ما بی‌دلیل نیست

صوت حزین مادری بر گوش ما رسید

 

والله اصل طینت ما خاک کربلاست

مارا برای گریه خداوند آفرید

 

با اشک فاطمه گل ما را درست کرد

از نای زینبی به نفس‌های ما دمید

 

رخت عزای ما همه دست دوز فاطمه است

نقش لباس ما همه زان پیرهن کشید

 

زین پس حیا ز حرمت این پیرهن کنید

با این لباس پیکر ما را کفن کنید

 

قاسم نعمتی