اشعار ولادت حضرت امام علی(ع)
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – امیر عظیمی
می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
تیغ بالای سر فتنه و شر یعنی تو
سوره ی فتح و سلیمانِ ظفر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو
دوستداران تو با عرش برابر هستند
سینه چاکان تو با کعبه برادر هستند
شعر در وصف تو ای شاه سرودم، امروز
واژه در مدح تو از عرش ربودم امروز
می شوی ذکر مناجات و درودم امروز
من به کعبه به خدا سجده نمودم امروز
قبله در ماه رجب سمت تو آقا آمد
کعبه ای بود در این کعبه به دنیا آمد
صدف کعبه در این لحظه پر از دُر شده بود
خانه از عرش نشینان خدا پر شده بود
فاطمه بنت اسد غرق تحیر شده بود
درک میلاد تو بیرون ز تصور شده بود
دو سه روزی که شده کعبه ز عطرت لبریز
معتکف بود حرم با تو شد ایام البیض
برکت رفته از آن خوان که در آن نیست نمک
فکر کردم که در این واژه چه چیزیست "نمک"
صد و ده بار علی و صدو ده چیست، نمک
نان این سفره حسینش شده، کافیست نمک
نمکین عشق علی شد ابدی و ازلی
برکت سفره ی شیعه است حسین بن علی
کیست این، معرکه دار همه ی جولان ها؟
کیست این، پیر و امیر همه ی ایمان ها؟
کیست این، خطبه ی کولاک همه توفان ها؟
کیست این اُسّ و اساس همه ی بنیان ها؟
مست شو با لب خورشید، لب ماه بگو
أشهد انّ علیّاً ولی الله بگو
ناگهان پرده برانداخته حق می بینی
مست از خانه برون تاخته حق، می بینی
نرد عشقی به خودش باخته حق، می بینی
چهره را مثل علی ساخته حق، می بینی
چه شرابی است که کعبه شده میخانه ی او
این علی کیست که زهرا شده پروانه ی او
ساقیا، ای که شراب تو چشیدن دارد
ناز از نرگس مست تو کشیدن دارد
پابرهنه به طواف تو دویدن دارد
وقت جان کندن مان روی تو دیدن دارد
جان ناقابل من پیش تو مثل برگ است
مستی دیدنت آقا سکرات مرگ است
یا علی ای که خودت هم هدفی، هم راهی
بنده ی حقی و در بندگی خود شاهی
کهکشان هستی و خورشید ترینی، ماهی
آیه ی «أنفسنا»، نفس رسول اللهی
این تو بودی که به بت های تهی «لا» گفتی
نیمه شب، وقت خطر، جای پیمبر خفتی
ای پیمبر تو بگو مرد خطر کیست، علی
وسط معرکه ها شیرجگر کیست، علی
قاتل عبدود و دافع شر کیست، علی
یار غارند همه، سینه سپر کیست، علی
باید ای شیعه به خصمش برسانی لعنت
بر فلانی و فلانی و فلانی لعنت
صاحب تیغ دو لب، لب به سخن باز کن و
خطبه بی نقطه بخوان، با سخن اعجاز کن و
زمزم کعبه، شبی زمزمه ای ساز کن و
تا ثریای خودت فاطمه پرواز کن و
بگو ای شعر تو یک مصرع دیگر داری
آینه دار تو زهراست، برابر داری
کعبه معنا شده ای تو، لک لبیک علی
قبله ی ما شده ای تو، لک لبیک علی
شاه و مولا شده ای تو لک لبیک علی
ذکر زهرا شده ای تو لک لبیک علی
می نویسم سر خط، مرد خطر یعنی تو
ها علیٌ بشرٌ کیف بشر یعنی تو
امیر عظیمی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – علی اکبر نازک کار
آخر مرابه خاک وبه خون می کشانیم
تا اوج قله های جنون می رسانیم
دنبال عشوه های خودت می دوانیم
باشم اسیر عشق شما آسمانیم
تا مفتخر شدم به غلامی و سایلی
دیدم نوشته سر در کوی دلم علی
امشب مرا به خاک درت انتخاب کن
با یک نگاه غوره کالم شراب کن
ای بت شکن میان دلم انقلاب کن
این کاخهای پر ز"من"ام را خراب کن
یا مرتضی علی به دلم کن عنایتی
شکر خدا که نوکرتان شد ولایتی
گاهی بروی منبر عرشی در آسمان
گاهی میان خانه ی ایتام میهمان
یک روز نامتان شده کابوس دشمنان
یک روز ناز دادنتان سهم بی کسان
ای بی کران تر از همه ی آسمانیان
هرگز کسی ندیده شبیه تو این میان
تو آمدی و یوسف کنعان شده حراج
شیرین بیان من نمکت گشته خوش مزاج
بر راه انبیا شده ای هر زمان سراج
لیلی است مانده از رخ زیبات هاج و واج
لبخند تا زدی به خداوند در ازل
شیرین شد از تبسم تو مزه ی عسل
تفریح بوده جنگ عربها برای تو
کعبه درید سینه خود را به پای تو
دل می برد ز حضرت سبحان صدای تو
دنیا نشد "به حضرت عباس" جای تو
حیدر رسید هی در و دیوار سجده کرد
حتی زمین به دست یدالله تکیه کرد
ای آنکه برده ای دل عشاق از الست
بودم به دین خویش تو کردیم می پرست
پلکی زدی و مهر شما بر دلم نشست
دارالجنون بزن متقاضی زیاد هست
من می نخورده مست توگشتم به هر اذان
وقتی رسید نام شما بر سر زبان
نازم یگانه دلبر دلدل سوار را
نازم وقار حیدر عالی تبار را
عمربن عبدود کش پرافتخار را
بی درد میکشد دم تیغت شکار را
تو همنشین حق شده از روز اولی
خلقت نمود رب و صدا زد عجب یلی!
من آس وپاس هستم وتومثل رب صمد
هیهات سایلت به کسی جزتو رو زند
چشمم به دست توست فقیرانه تا ابد
هر قدر هم کرم بکنی "یا علی مدد"
ممنون که لطف کرده ای و سرورم شدی
مُهری به پاکدامنی مادرم شدی
علی اکبر نازک کار
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – محمد رسولی
پدر خاك آمده به زمین
از فراسوی قله ی ادراك
رونمایی شده است در خلقت
دومین قید جمله ی لولاك
**
من چه گویم ز شان مادر او
بی نظیری كه بی نظیر آورد
غیر از این نیست وصف بنت اسد
دختر شیر بود و شیر آورد
**
مستجیری به مستجار آمد
روح تازه گرفت بیت عتیق
كعبه ای كه علی درونش نیست
چون ركابی شود بدون عقیق
**
صاحب خانه رفته در خانه
دیگر اذن دخول لازم نیست
حیدر از حفظ بود قرآن را
با وجودش نزول لازم نیست
**
بین آغوش احمد مكی
آیه هایی ز مومنون می خواند
عقل كل بود و با كراماتش
عاشقان را سوی جنون می خواند
**
كعبه تنها نه زادگاه علی
در نجف نیز خاك او كعبه است
سجده آورده ایم سمتش چون
اولین سینه چاك او كعبه است
**
ملك الموت پیشمرگش بود
او كه شاگرد ذوالفقار علی است
خلقت اهل بیت كار خداست
مابقی هرچه هست كار علی است
**
كیست مولا، همان كه در كعبه
بر روی شانه ی پیمبر رفت
شانه های نبی همان عرش است
حیدر از عرش هم فراتر رفت
**
گردش روزگار دست علی است
كهكشان دانه های تسبیحش
درِ خیبر شكسته، چیزی نیست
فتح آن قلعه بود تفریحش
**
چند سالی درست قبل ازل
زندگی را شروع كرده علی
هر زمان رزق می رسد از راه
شك ندارم ركوع كرده علی
**
شب معراج مصطفی حس كرد
در پس پرده روبروی علیست
به گواه فمن یمت یرنی
بازگشت همه به سوی علییست
محمد رسولی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – رضا اسماعیلی
ای طالب معرفت ! «ولی» را بشناس
آن جان ز عشق مُنجلی را بشناس
زیبنده ی او مقام «عبداللهی» ست
در مکتب بندگی ، علی را بشناس
**
خوبست به معرفت اشارت دادن
دل را به حقیقت ولایت دادن
ای خوب ! سعادتی از این برتر نیست :
بر بندگی علی شهادت دادن
**
مولاست علی ، ولی نمی دانی هیچ
از مرحله غافلی ، نمی دانی هیچ
تا مذهب و مسلک ات «علی اللهی» ست
پیداست که از علی ، نمی دانی هیچ !
**
مولا ! مددی که از شما بنویسم
با لهجه ی معرفت تو را بنویسم
می ترسم از این که از محبت مولا
کافر شوم و تو را خدا بنویسم !
**
با مهر علی ، ز حق جدایی زشت است
با نفسِ حریص ، هم نوایی زشت است
با ذکر علی ، تو طالب عزت باش
درویش ! به نام او ، گدایی زشت است
**
هر چند علی خلاصه ی قرآن است
سرمایه جاودانه ی ایمان است
ای مرد ! خدا مخوان علی را ، شرک است
او اسوه بندگی ست ، او انسان است
**
از فصل علی ، نخوانده ای جز نامی
در درس علی شناسی ای دل خامی
آیینه ی بندگی ست مولا ، توبه !
این آینه را چرا خدا می نامی ؟
**
در شأن علی ، کتاب حق نازل شد
میراث رسول را ، علی قابل شد
یک عمر ثنای ذات یکتا را گفت
با بندگی خدا ، علی کامل شد
**
عرفان علی ، مرام درویشی نیست
با لهجه دین ، خرافه اندیشی نیست
عرفان علی ، حضور در میدان است
آیین و مرام انزواکیشی نیست
**
این مرد که مذهبی ندارد جز ریش
بر خویش نهاده نام پیر و درویش
در چشم و زبان او علی ، الله است
فریاد از این جماعت کفر اندیش !
**
هر کس که مرام او «علی اللهی» ست
تردید مکن که در صف گمراهی ست
ای خوب ! علی ، خدا نه ،عبدالله است
او اسوه ی کامل «خداآگاهی» ست
**
او را ز خدا ، جدا نباید نامید
بی زمزمه ی ثنا ، نباید نامید
او بنده ترینِ بندگان حق است
او را به خدا ، خدا نباید نامید
**
ای دل شدگان ! علی ، ولی الله است
گوینده ی «لا اله الا الله» است
هر کس که حدیث دیگری می گوید
سوگند به نور ، مشرک و گمراه است
**
او روح مُکرم است ، بشناسیدش
قرآن مجسم است ، بشناسیدش
او روح نماز و قبله توحید است
او وارث آدم است ، بشناسیدش
**
هر چند علی سرشته از این خاک است
از گرد تعلق زمین او پاک است
با سلسله فرشته ها محشورست
سرمنزل جان پاک او ، افلاک است
**
شعر علوی ، تبسم حق بینی ست
از باغ بلوغ معرفت گل چینی ست
هر کس که به این مرام و آیین باشد
تردید مکن که شاعر آیینی ست
رضا اسماعیلی
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – مهدی نظری
هرکه از قافلۀ یار جدا می گردد
عاقبت اهل دو رنگی و ریا می گردد
گره اهل ولا کور اگر باشد هم
با نگاه علی و فاطمه وا می گردد
عبد آلوده نفس هم بکشد پیش علی
پاک تر از همۀ آینه ها می گردد
هرکسی روبروی نام علی سر خم کرد
در قنوت سحر فاطمه جا می گردد
هرکسی مست علی نیست بداند این را
تاخود حشر گرفتار بلا می گردد
هرکسی قطره ای از جام ولایت بچشد
علوی می شود و از عرفا می گردد
تَرَک خانۀ کعبه به دوعالم فهماند
دل که بشکست فقط جای خدا می گردد
عشق مولا گهر و سینه من من هم صدف است
دل من قبله نماییست که سمت نجف است
نام مولاست که هر لحظه گره باز کند
در دل حیدریون شور جنون ساز کند
جای دارد دل هر کس که در آن مهر علیست
روز محشر به بهشت ازلی ناز کند
شب معراج هم انگار نبی گفت علی
تاکه از خاک شود کنده و پرواز کند
شیعه با نام علی رقص جنون می گیرد
این فقط نام علی هست که اعجاز کند
سالی یک مرتبه آنهم شب میلاد علی
نذرکرده ست خود کعبه دهن باز کند
یاعلی عرش نشسته ست به امیدی که
قد و بالای تو را باز برانداز کند
مصطفی شمس بهشت است اگر ماه تویی
او رسول است اگر پس ولی الله تویی
غیرت حیدری تو دل کوثر را برد
مصطفی با تو فقط نام برادر را برد
شب معراج به سوی حرم قرب خدا
با پر نام تو جبریل پیمبر را برد
آمدی دردل میدان و همه ترسیدند
نعرۀ حیدری ات زَهرۀ لشکر را برد
ذوالفقار تو خودش کار خودش را بلد است
با مدد از نفست باد شد و سر را برد
لشگری از غضب مالک اشتر ترسید
چونکه نام اسداللهی حیدر را برد
موقع چرخش تیغ تو زمان می لرزد
پلک برهم بزنی قلب جهان می لرزد
گِل ما روز ازل تشنۀ باران تو شد
خود حق شیفتۀ اینهمه ایمان تو شد
تو اگر شکل خدایی خود او خواسته است
به کسی چه که اگر قبله مسلمان تو شد
تو علی هستی و عالم همگی حیرانند
که چگونه خود معبود تو حیران تو شد
نمک سفرۀ تو روزی عالم را داد
آدم این شد که نمک گیر تو و نان تو شد
دست تو دست خدائیست یدالله، علی
هرکه از علم غنی شد ز گدایان تو شد
همه گفته تو مهمان دل کعبه شدی
کس نفهمید که کعبه ست که مهمان تو شد
تو خودت کعبه ای و کعبه فقط از سنگ است
گشتن دور حرم بی تو علی جان ننگ است
عارفان باده میارند ز دریای نجف
بسکه ذکرت برکت داده به شبهای نجف
از همان روز که پا بر سر این خاک زدی
معدن دُر نجف گشته همه جای نجف
آرزوی دلم این است که روی قبرم
بنویسند مرا هم عبد مولای نجف
چقدر گوشۀ ایوان طلا می چسبد
بنشینی سحری و بخوری چای نجف
کاش میشد بنویسند در این ماه رجب
یک سفر کرببلا البته فردای نجف
کاش می شد بشود قبر من سوخته دل
در میان حرم حیدر و بابای نجف
من نجف باشم اگر تا به سحر میخوانم
ها علی بشر کیف بشر میخوانم
مهدی نظری
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – سید پوریا هاشمی
به سرم زده که سری به محضر ذوالفقار بیاورم
بنشینم از سر شب به مسجد و ذکر یار بیاورم
و دو دست سائل خود مقابل سفره دار بیاورم
سخن از علی اگر آمده دل بی قرار بیاورم
بخدا که از کرم علی کم او به ما برسد بس است
سر سوزنی ز مقام اعظم او به ما برسد بس است
چه کسی به غیر تو آمده که ستون دین پیمبر است
چه کسی به غیر تو آسمان بروی زمین پیمبر است
چه کسی به غیر تو دست غیب در آستین پیمبر است
علی یا علی ز نخست نقش روی نگین پیمبر است
چه کسی بغبر تو آمده بزند به کعبه شکاف ها
چه کسی به جز تو زمان آمدنش شده ز مطاف ها
لب تو به معرکه آمده ، شکر و نبات برای چه؟
به حضور آب دهان تو،سخن دوات برای چه؟
نجف است مقصد اگر، گذر به ری و هرات برای چه؟
تو قضاوتی و سر زره نظر قضات برای چه؟
تو علی شدی و به پای تو قد عرش خم شده تا کمر
سخنی نگو، که برای ما رخ توست حجت معتبر
خبرش رسیده که در احد تو دوباره عزت ما شدی
ته دره با چه صلابتی سپر رسول خدا شدی
و به زخم های تنت به زخم تنش ز عشق دوا شدی
به زمین زدند تورا ولی تو به ذکر فاطمه پا شدی
جگر مرا بپذیر تا که شبی کباب غمت کنم
نفسی بده که فدای یک نفس از مسیح دمت کنم
سوی تو ملائکه در سجود ، دم توست بازدم وجود
به طواف آمده ام سحر،سر شب چو سرت شلوغ بود
غرض از عبادت ما تویی چه ازین قیام و چه از قعود
به نزول آمده ایم اگر همه میرویم سوی صعود
تو پناهگاه یتیم ها، تو امام شهر کریم ها
تو اگر که قلعه ما شدی چه مجال وحشت و بیم ها
همه عمر هر چه تو کرده ای به دعای فاطمه میکنی
شب قدر سجده فقط به سوی خدای فاطمه میکنی
شه مرتضی همه کار را ز رضای فاطمه میکنی
به تو هر چه هم بدهد خدا، تو فدای فاطمه میکنی
پسران پاک تو یک به یک به خدا نشانه و مظهرند
سر ما فدای قبیله ای که فدای مقدم حیدرند
سید پوریا هاشمی
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – قاسم صرافان
شانه میزد تا به گیسوی علی، بنت اسد
میشنید از هر سرِ مو: قل هو الله احد
شانه میزد حلقه حلقه، شانه میزد مو به مو
مو به مو، توحید حق و حلقه حلقه، سِرّ هو
مست شد از عطر جاری در هوای خانهاش
به چه عطری! خوش به حال شانه و دندانهاش
شانه بر زلفش بزن بنت اسد! اما ببین
بین گیسویش، هزاران دل نریزد بر زمین
مانده سر در آوریم از کار این گیسو، هنوز
از هزاران نکتهی باریک تر از مو، هنوز
یا علی! دستان تو، کاری خدایی کرده است
عالمی را ﻟﻴﻠﺔ الزلفت، هوایی کرده است
پیچ و تاب راه عشق، از پیچ و تاب زلف توست
ﻟﻴﻠﺔ القدر، آن هزارش، با حسابِ زلف توست
آن صراطی را که گفت احمد، زِ مو نازک تر است
در معاد عاشقان، یک تار موی قنبر است
تیغِ کج، شد عاشقانت را صراطَ المستقیم
یک دعا داریم، آن هم: «یا علی و یا عظیم»
ساقیِ بزمِ «سَقاهُم رَبُّهُم» هستی، علی
از همان روزی که پیمان، پایِ خُم بستی، علی
من نه آن اللهیام، مولا ! نه این اللهیام
جای من، امن است در ایمان، امین اللهیام
عاقلان در مکه گرمِ علم و آگاهی شدند
عاشقان وجه رب، سوی نجف راهی شدند
میکشاند باز ما را عاشقی، سوی جنون
در هوایت، میشویم «السّابقونَ السّابقون»
میشویم السابقون، در عشقِ تو مولا ! به صف
میشویم السابقون، از شوقِ ایوان نجف
قاسم صرافان
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – سید حمید رضا برقعی
صدا آری صدا جان جهان را زیرورو می کرد
پیمبر در همه عمر آن صدا را جستجو می کرد
نفس های خودش بود آن صدای با طمأنینه
صدایی که شب معراج با او گفتگو می کرد
نمی دانم چرا اما پیمبر بعد معراجش
عبای مرتضی را بیشتر از پیش بو می کرد
خدا آن شب سخن می گفت با صوت یداللهی
خدا پیش محمد دست خود را داشت رو می کرد
خدا مشغول خلقت بود دنیا را همان موقع
علی در مسجد حنانه کفشش را رفو می کرد
نفهمیدیم مولا را نفهمیدیم بعد از جنگ
علی شمشیر را با اشک هایش شست و شو می کرد
اگر او یازده تن را به جای خود نمی آورد
چگونه با نبود او زمین یک عمر خو می کرد
سید حمید رضا برقعی
*********************
اشعار ولادت حضرت امام علی(ع) – محمد جواد شیرازی
شده وقت علی گفتن، سرِ دیوانه آوردم
لبم را سوی این باده چه بی صبرانه آوردم
اگر میزان علی باشد، عمل هرگز ندارم من
فقط بارِ محبت را به روی شانه آوردم
دمی که معصیت کردم ز مستیِ محبت بود
شبیه آن بلایی که سرِ پیمانه آوردم
خراب آبادِ این سینه مبدَّل بر گلستان شد
ازل که حب حیدر را در این ویرانه آوردم
همین که صاحب دل شد، همین که شمع محفل شد
برای بیعت با او پرِ پروانه آوردم
گدا هر قدر هم آمد، غضنفر شهریارش کرد
فقیرم... ظرفِ خالی را ولی شاهانه آوردم
به هر کس می رسم می گویم از اعجاز چشمانش
تمام اهل بیتم را درِ این خانه آوردم
برای بردن نامش لبم برّان تر از تیغ است
همیشه نامِ مولا را فقط مردانه آوردم
علی اول، علی آخر، علی حق است و حق حیدر
بنوش از باده ی کوثر، دمِ رندانه آوردم
سرم بر روی زانو و دلم تنگ نجف گشته
به یاد عشقِ سوغاتی که از میخانه آوردم
نجف رفتم دلم را زیر ایوان دست او دادم
دلِ سالم به او دادم، دل دیوانه آوردم
"علی گفتن" خودش شیرین تر از شعر و غزل باشد
چنان مستم که نامش را هنرمندانه آوردم
محمد جواد شیرازی
برگرفته از وبلاگ حسینیه