اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع)
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – سید پوریا هاشمی
هرچه جوان از دست و پا افتاده باشد
زشت است پیش چشمها افتاده باشد
ای کاش با افتادنش طشتی نکوبند
روی زمین بی سر صدا افتاده باشد
تلخ است همسر زهر همسر را بنوشد
مردی ز ظلم آشنا افتاده باشد
انصاف اصلا نیست در بیرون برقصند
در حجره اش آقای ما افتاده باشد
در راه پشت بام میبیند مصیبت
پیکر که بین پله ها افتاده باشد
هرجا بیوفتد روزگارش کربلاییست
فرقی ندارد که کجا افتاده باشد
ای وای اگر در ازدحام سخت گودال
روی تنی سرنیزه ها افتاده باشد
این آبرودار قبیله ست و روا نیست
عریان در این صحرا رها افتاده باشد
سید پوریا هاشمی
برگرفته از سایت حدیث اشک
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – محمد جواد شیرازی
دشمنانت یک طرف ، آن آشنا از یک طرف
بی وفایی یک طرف ، زهرِ جفا از یک طرف
کلِ عالم خون بگرید در عزای تو کم است
ارضیان از یک طرف ، اهلِ سما از یک طرف
ارباً إرباً شد دلت از فتنه و نامردیش
زهرِ کاری یک طرف ، رقاصه ها از یک طرف
تشنه ای و ... طالبِ آبی و ... این ها یک طرف
بر زمین می ریزد آب ، آن بی حیا از یک طرف
می کشد جسم تو را تا بام خانه ، پیکرت
می خورد بر کنج پله ، بی هوا از یک طرف
خاطراتِ کوچه و گودال پیرت کرده اند
داغِ مادر یک طرف ، کرب و بلا از یک طرف
تشنگی تاب و توانش را ربود و ناگهان
بر زمین افتاد از زین شاه ما از یک طرف
پیر مردان آمدند و بهرِ قربت می زدند
با لگد از یک طرف ، چوبِ عصا از یک طرف
کربلا بال کبوتر نیست ، جانم را گرفت ...
... بادِ داغ از یک طرف ، زلفِ رها از یک طرف
روزی ماه محرم از شما خواهم گرفت
رزقِ اشک از یک طرف ، سوز و نوا از یک طرف
از سوی قم یا خراسان یا که از عبدالعظیم
راهیَم کن اربعین کرب و بلا از یک طرف
محمد جواد شیرازی
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – سید پوریا هاشمی
رو زدن خوب است وقتی دست رد درکار نیست
مرگ بر هر عاشقی که عاشق اصرار نیست
خواب خوش کردن حرامش میشود تا به ابد
هرکسی پشت درت تا به سحر بیدار نیست
تو نگفته میدهی و ما نگفته میرویم
مطلقا اینجا نیاز خواهش بسیار نیست
هر کریمی لطف خود را کرد بر سائل ولی
هیچکس لطفش به ما جز تو به این مقدار نیست
هرکسی دستش به دامانت نیامد خار هست
هرکسی دستش به دامان تو آمد خار نیست
هشت ساله هم اگر باشی بزرگ ما تویی
در مقام قرب سن و سال که معیار نیست
فرش زیر پای خود را هم به سائل داده ای
تا که دیدی چیز دیگر در ته انبار نیست
کاظمین الغیظ یعنی حضرت موسی و تو
محضر جد و نواده کارها دشوار نیست
مشت میکوبیدی از غم های مادر بر زمین
آتشی روی دلت چون آتش مسمار نیست
سالها گفتی به اشک چشم و با سوز جگر
حق حوریه عذاب کوچه و دیوار نیست
سید پوریا هاشمی
برگرفته از سایت حدیث اشک
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – محمد جواد شیرازی
بر شعله ی جگر، نم باران می آورند
باران نبود، دیده ی گریان می آورند
با هلهله کنار حرم دف نمی زنند
در پیش محتضر به خدا کف نمی زنند
فکری برای غربت یوسف نمی کنند
این جا به تشنه آب تعارف نمی کنند
دلواپس از پلیدی کرکس شدن بس است
مرد غریب خانه و بی کس شدن بس است
تا این که چنگ بر جگر خاک می کشی
رخت سیاه بر سر افلاک می کشی
حرف از غلاف و همسر یعسوب دین بزن
نفرین به دومی کن و مُشتی زمین بزن
خاکی شده تمام عبایت بلند شو
هر طور هست روی دو پایت بلند شو
در آسمان چشم یتیمان قمر بمان
ابن الرضا... بیا و کمی بیشتر بمان
رنگت پرید، قلب رئوفت مذاب شد
از سرفه کردنت دل عالم کباب شد
خون جگر به دامن زهرایی ات نریز
ساعات آخر است کمی صبر کن عزیز
این قدر جسم لاغر خود را زمین نکش
حالا که می پری، پر خود را زمین نکش
خنده بس است در وسط خانه بس کنید
افتاده بین حجره غریبانه بس کنید
ای حامل امام به قدش نظاره کن
پایش کشیده شد به زمین، فکر چاره کن
تا بام، قبلِ هر قدمی احتیاط کن
در بین راه پله کمی احتیاط کن
دیگر حیا کن و برو از روی پشت بام
او را رها کن و برو از روی پشت بام
این پشت بام از ته گودال بهتر است
در زیر سایه بانِ هزاران کبوتر است
از روی پشت بام کسی رد نمی شود
یا این که لااقل فرسی رد نمی شود
رأس کسی به خنجر و سم آشنا نشد
با ضربه ی دوازدهم آشنا نشد
این جا کسی برای اسیری نمی رود
جسم امام بین حصیری نمی رود
این جا کسی به خاطر غارت گذر نکرد
نیت برای بردن شال کمر نکرد
یک عمر گریه کردم و حقش ادا نشد
داغی شبیه غارت خون خدا نشد
محمد جواد شیرازی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – حسن لطفی
اُفتاده است رویِ زمین و برابرش
لبخند می زند به تقلاش همسرش
اُفتاده است رویِ زمین دید مثلِ او
اُفتاده است در وسطِ کوچه مادرش
جُرعه به جُرعه آب زمین ریختند و او
از بس که آب گفت تَرَک خورد حنجرش
قسمت نبود آب بنوشد بجای آن
خاکی شده است حیف لبان مطهرش
باب الحوائج است ولی می توان شنید
از بینِ حُجره ناله یِ موسی بن جعفرش
این دفعه می زدند به دَف تا که جان دهد
کَف می زدند وقتِ نفسهای آخرش
از پا گرفته و بدنش می کشند...وای
تا پشتِ بام ریخته گُلهایِ پرپرش
خون گریه می کند لبه یِ تخته سنگ ها
از بَس که خورد بر لبه یِ پله ها سرش
این پشت بام گودی گودال نیست شُکر
با پا نیامده است کسی رویِ پیکرش
سخت است فکر این غم و سخت است باورش
مردی که قاتلش بشود زخمِ همسرش
حسن لطفی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – علی سپهری
وقتش رسیده است که عرض ادب کنیم
وقتش رسیده حال بکایی طلب کنیم
وقت عزا و گریه و اندوه و ماتم است
امشب عزای اشرف اولاد آدم است
شور قیامت است که گویا به پا شده
زیرا عزای حضرت ابن الرضا شده
او که برای عالم و آدم طبیب بود
حتی میان خانه ی خود هم غریب بود
خواهر نداشت تا برسد پیش پیکرش
مادر نبود تا که کند گریه در برش
از درد زهر کل تنش تیر می کشید
خونابه از لبش به کف حجره می چکید
در وقت احتضار کسی کف نمی زنند
هنگام دست و پا زدنش دف نمی زنند
اما امان ز ظلم و جفای کنیزها
گم شد صداش بین صدای کنیزها
در لحظه های آخر خود بی شکیب بود
او غصه دار روضه ی شیب الخضیب بود
با اینکه تشنه بود ولی نیزه ای نخورد
در بام خانه پیرهنش را کسی نبرد
شکر خدا که دختر او را کسی نزد
با کعب نیزه خواهر او را کسی نزد
خیلی حسین در ته گودال خسته بود
قاتل به روی سینه ی آقا نشسته بود
شمر از صدای ناله ی زهرا حیا نکرد
در قتلگاه گیسوی او را رها نکرد
علی سپهری
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – محمود مربوبی
خاکستر وجود مرا میدهد به باد
سنگینی عزای تو یا حضرت جواد
تشنه، میان خانه ی خود دست و پا زدی
یک جرعه آب، همسر تو، دست تو نداد
**
زهری که ذره ذره تنت را مذاب کرد
خونی به قلب فاطمه و بوتراب کرد
سوزانده تر ز زهر جفا، ظلم همسر است
غربت میان خانه، دلت را کباب کرد
**
پاره جگر شدی و کنارت طبیب نیست
اینجا کسی به فکر امام غریب نیست
وقتی که پای بغض علی در میان بُوَد
جسم امام و هلهله، اصلاً عجیب نیست
**
گرچه به لب رسیده نفسهای آخرت
لب تشنه ای، شبیه لب جدّ اطهرت
اما هنوز یاد گل یاس پرپری
یاد مدینه کرده ای و یاد مادرت
**
در پیچ و تاب بودی و می دید ام فضل
بر اشک و ناله های تو خندید ام فضل
گرچه کنار جسم تو در رقص و شادی است
دیگر سر تو را که نبرّید ام فضل
**
هم نیت بریدن زیر گلو نکرد
هم نیزه بر لب و دهن تو فرو نکرد
خندید بر نوای جگر سوز تو، ولی
با پای خویش، جسم تو را زیر و رو نکرد
**
خوب است اسیر نیزه و خنجر نمی شوی
بی پیرهن در این دم آخر نمی شوی
دست کسی نخورده به گیسوی دخترت
دلواپس کشیدن معجر نمی شوی
**
شکر خدا که دور و برت خواهری نبود
در وقت دست و پا زدنت، مادری نبود
شکر خدا کنیزکی از نسل ساربان
آنجا به فکر غارت انگشتری نبود
محمود مربوبی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – مرضیه عاطفی
امشب دلم لبریز احساسی جدید است
آقا غلامت در دو عالم روسفید است
ذکر قنوتم «یا جواد ٱلاجودین» شد
دادی مرادم را اگر این دل مرید است
انداختم حرز تو را بر گردن خود
عشق تو در نزدیکی ِ حبلُ ٱلورید است
نقش نگینت بود "نِعمَ ٱلقادرَ ٱللّه"*
این افتخار ِ سنگ زیبای حدید است
دستان پر مهرت مرا محتاج کرده
با دست خالی رد کنی؟! از تو بعید است
ذریّهٔ دردانهٔ سلطان طوسی
گفتیم در وصفت: شهید إبن شهید است
باب ٱلجواد مشهدم را دوست دارم
آنجا برای قفل حاجاتم کلید است
مولای گندمگون؛ نقاب از چهره بردار
نه! برنداری! چشم بعضی ها پلید است
از علم بی حدّ تو مأمون غرق حیرت
در محضرت علّامه از خود ناامید است
جانم فدای جای جای کاظمینت
نذر تو چندین آیه قرآن مجید است-
یاسین و ٱلرحمن و حمد و قل هوَ ٱللّه
می آیم و هنگامهٔ وعده وعید است
إذن از تو میخواهم مدد از مادر تو
پابوسی ات وٱلله که عید سعید است
خادم فراوان داری اما چند سالی ست
ذکر لبم؛ -ایکاش ما را می خرید- است
تفسیر حُسن عاقبت یعنی همین که؛
پایینِ پایت مرقد شیخ مفید است
مرضیه عاطفی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – مهدی رحیمی
ماه باشی، روز و شب در آسمان باشی اگر
لحظه لحظه، روشنی بخش جهان باشی اگر
روضه ات یکجور دیگر می شود، در حجره ات
خود ولیِ عهد سلطان زمان باشی اگر
روضه ات حتما علیِ اکبری هم می شود
موقع رفتن از این دنیا جوان باشی اگر
بر مشامت می رسد از کوچه بوی دود و یاس
درجوانی ات خصوصا قد کمان باشی اگر
زهر ده تا اسب خواهد گشت و خواهی شد حسین
شمر وقتی رفت و در دست سنان باشی اگر
تازه بعدش روضه در ناحیه ی انگشتر است
درمسیر چشم های ساربان باشی اگر
روضه دارد می رود از کربلا سمت دمشق
با سر ماهت دلیل کاروان باشی اگر
مادرت شد «خیزران» و بیشتر حق با شماست
اشک ریز روضه های خیزران باشی اگر
مهدی رحیمی
*********************
اشعار شهادت حضرت امام جواد(ع) – وحید محمدی
دارم از داغ غمت اشک دمادم بیشتر
چشم هایم می زند بارانِ نم نم بیشتر
تو جوادی و کرامت با تو معنا می شود
پس دخیل حاجت باب المرادم بیشتر
همسر نامهربان خیلی اذیت می کند
هرچه او نامهربان تر، شدت غم بیشتر
روی خاک حجره می پیچی به خود آقای من
ناله هایت میشود هر لحظه، کم کم بیشتر
مادرت زهراست آقا آمده بالا سرت
قامتش را کرده این حالات تو خم بیشتر
از به خود پیچیدنت اینگونه حاصل می شود:
زهر هر چه تلخ تر، سوز جگر هم بیشتر
این عطش ، این گریه ها، این خنده های زهر دار
شد بساط روضه ات حالا فراهم بیشتر
یک طرف این ناله ها، یک سو صدای هلهله
می کنم در روضه ات یاد مُحرّم بیشتر
وحید محمدی
برگرفته از وبلاگ حسینیه