اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی
اشعار شب چهارم محرم – مدح حضرت زینب(س) – محمد حسن بیات لو
شیعه دارد آبرو زیرا دلش با زینب است
آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است
راه ما راه حسین و مقصد ما کربلاست
افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است
با وقار و با صلابت کن صدایت را بلند
چون که رمز اقتدار ما دم “یازینب”است
چشم او غیر حسین ابن علی چیزی ندید
روشنی ما “رأیت الا جمیلا” زینب است
هاله ای ازنوردورش راهمیشه میگرفت
آری آن مستوره ی دورازتماشازینب است
آنکه ازحجب و حیاو پاکی وشرم وعفاف
چشم همسایه ندیده سایه اش رازینب است
خم به ابرویش نیامد بین طوفان بلا
آنکه صبر ازدست اوافتاد ازپا زینب است
آنکه باآن خطبه ی غرای خود یکباره کرد
مردمان کوفه را گریان و رسوا زینب است
حجت خلق خدا را با وجودش حفظ کرد
آنکه بااحیاگری اش کرده غوغازینب است
آن که عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
دشمنان را برد از روماند برجازینب است
محمدحسن بیات لو
********************
اشعار امام حسین(ع) – ماه محرم – سید پوریا هاشمی
قیمت نداشتیم ولی پربها شدیم
اسم حسین آمد و ازخاک پا شدیم
تنگی جای ما خودش اصلا سعادت است
وقتی که زیر خیمه لطف تو جاشدیم
ولله بر بزرگی دنیا نمیدهیم
این فیض را که پشت در تو گدا شدیم
از کیمیای فرش حرم خیر دیده ایم
سنگ آمدیم و موقع رفتن طلا شدیم
داروی ما همین دودمه دادن است وبس
هروقت درد بود دراینجا دوا شدیم
فامیل ما حسین کس و کار ما حسین
غیر از شما زعالم و آدم جدا شدیم
چه زن چه مرد ماهمه مدیون زینبیم
زینب نگاه کرد که ما باحیا شدیم
فرموده اند آب و گل ما زکربلاست
بیخود نبود دربه در کربلا شدیم
از روضه بود راهی مسجد شدیم ما
گفتیم یاحسین و سپس باخدا شدیم
هرجا که حرف خواهر ارباب ما شده
گریان زخم و سیلی و این حرفها شدیم
سید پوریا هاشمی
*********************
اشعار امام حسین(ع) – ماه محرم – مهدی رحیمی
یکدفعه عاشقم شد و کم کم مرا خرید
زیبا و زشت هرچه که بودم مرا خرید
مانند «جون»قبل محرم شدم غلام
مانند«عون» بعد محرم مرا خرید
هرجا رسید من ولی او را فروختم
هرجا رسید او ولی از دم مرا خرید
وقتی که عالِمِ دوسه شب گریه اش شدم
ازاینهمه مرید در عالَم، مرا خرید
ارباب من به قیمت بالای آن تنور
از شعله های داغ جهنم مرا خرید
ازخویشتن گرفت دلم را به روضه داد
ارباب هم فروخت مرا هم مرا خرید
اوج کریمی است که من را جدا فروخت
آنکس که در معامله درهم مرا خرید
یک عمر پای این سگ بیچاره صبر کرد
تا آخرش به قیمت آدم مرا خرید
مهدی رحیمی
**********************
اشعار امام حسین(ع) – شب سوم محرم – محمد جواد شیرازی
اول شعر که یارب بشود خوب تر است
عشق بازی به دل شب بشود خوب تر است
هر کسی در پی وصل است بگویید به او:
با توسل که مقرّب بشود خوب تر است
سجده بر تربت ارباب سراسر نور است
سجده با اشک، مرکّب بشود خوب تر است
ذکر خوب است... بگویید... ولی معتقدم
نام ارباب که بر لب بشود خوب تر است
پیر ما گفت: اگر قامت رعنای شما
در حسینیه مورّب بشود خوب تر است
سینه و صورت ما پر شده از مشق حسین
آسمان غرق ز کوکب بشود خوب تر است
اربعین گر که بنا نیست بخوانند مرا
اشک و تب روزی هر شب بشود خوب تر است
باده ی ناب حسین است و بدانید اگر
ساغر از باده لبالب بشود خوب تر است
سائل روضه شریف است ولی سائل اگر
سائل حضرت زینب بشود خوب تر است
گر بنا هست کسی خادم این خانه شود
عبد زینب که ملقّب بشود خوب تر است
**
عمه گیسوی مرا شانه بزن، موی سرم
قبل دیدار مرتّب بشود خوب تر است
دستم آرام بگیر و به روی سینه گذار
دست بر سینه مودّب بشود خوب تر است...
محمد جواد شیرازی
********************
اشعار امام حسین(ع) – شب سوم محرم – محمد جواد شیرازی
در سینه، نیتم همه اش نذر تو حسین
حالِ عبادتم همه اش نذر تو حسین
خرده فروش نیستم و عمده می دهم
یکجا محبتم همه اش نذر تو حسین
روزِ ازل خدا گل من را که می سرشت
بنوشته قسمتم همه اش نذر تو حسین
تا زنده ام برای شما سینه می زنم
نیرو و قوتم همه اش نذر تو حسین
از لطف مادرم همه عمرم فقط شده
این جمله عادتم: "همه اش نذر تو حسین"
مادر، پدر، برادر و خواهر، قبیله ام
این جان و ثروتم همه اش نذر تو حسین
فرموده است پیر جماران به عالمی:
ارکان نهضتم همه اش نذر تو حسین
در اوج روضه، گاه فقط آه می کشم
این آه حسرتم همه اش نذر تو حسین
**
کنج خرابه بغض گلویش گرفت و گفت:
این اوج غربتم همه اش نذر تو حسین
مویم به یاد زلف تو بابا سپید شد
غرق شباهتم... همه اش نذر تو حسین
هر ضلع و هر وجب ز تنم درد می کند
دردِ مساحتم همه اش نذر تو حسین
لکنت زبان گرفته ام از بعدِ... بگذریم
اصلا فصاحتم همه اش نذر تو حسین
گفتم گله کنم ز تو اشکم امان نداد
خوردم شکایتم... همه اش نذر تو حسین
محمد جواد شیرازی
********************
اشعار امام حسین(ع) – شب سوم محرم – امیر عظیمی
از جهان گر چه به جز غصه ندیدیم حسین
غم و اندوه شما باز خریدیم حسین
شیوه ی چشم شما بود به دل آتش زد
چقدر از غم تان داغ کشیدیم حسین
آتش عشق تو تا روز ازل شعله کشید
ما چنان دانه ی اسپند پریدیم حسین
تو قتیل العبراتی، تو حسین اشکی
ما هم عمری است به پای تو شهیدیم حسین
قصد، پروانه شدن بود که بر سینه زدیم
پیله ی عشق تو در سینه تنیدیم حسین
**
قامت افراخته بودیم چنان سرو ولی
دخترت را چو بدیدیم خمیدیم حسین
ما به دنبال تو با پای پر از آبله اش
در پی قافله ی روضه دویدیم حسین
آنقدر خار به پاهای من و عمه رسید
تا به این منزل ویرانه رسیدیم حسین
امیر عظیمی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
********************
اشعار امام حسین(ع) – شب سوم محرم – علی سپهری
دیدید اگر که یکسره در کنج خلوتیم
غرق محبتیم...به دنبال وصلتیم
هجران کشیده ایم...گناهی نکرده ایم
از دوری نگار پر از درد غربتیم
گیسوی یار بود که ما را اسیر کرد
لطفش مدام باد ! که خود بی لیاقتیم
سینه زنیم و یکسره معراج می رویم
سرمست،بین میکده گرم عبادتیم
"ما بی حسین معنی دیگر نمی دهیم"
بی عشق یار تیره و تاریم...ظلمتیم
لطف حسین بوده که درهم خریده است
لطف حسین بوده که مشمول رحمتیم
با "یا حسین" مرده ی مان زنده می شود
چون عاشقیم...عارف و صاحب کرامتیم!
ما را علی برای حسینش بزرگ کرد
از کودکی بزرگ شده بین هیأتیم
زهرا اجازه داده که ما گریه می کنیم
در بین روضه ها همه تحت عنایتیم
منصب چه منصبی!همگی عبد زینبیم
ما نوکریم و تا به قیامت رعیتیم
در روز حشر که همه از هم فراری اند
ذیل نگاه عمه ی سادات راحتیم
بزم شراب و می به خدا جایمان نبود
مایی که کوه و مظهر ایمان و عفتیم
دیدی حسین مردک شامی به ما چه گفت؟
نفرین به حرف هاش...گمان کرده کلفتیم
علی سپهری
********************
اشعار امام حسین(ع) – شب سوم محرم – امیر عظیمی
روی قبرم بنویسید که نوکر بوده
سائل روز و شب آل پیمبر بوده
روی قبرم بنویسید "سیه پوش حسین"
بنویسید که با کعبه برابر بوده
روی قبرم بنویسید به وقت روضه
در حسینیه دلش مثل کبوتر بوده
بنویسید که قنداقه ی او در طفلی
گرمی روضه ی قنداقه ی اصغر بوده
روی قبرم بنویسید که چایی ریز
مجلس روضه ی آقا علی اکبر بوده
روی قبرم بنویسید که در شور اگر
لطمه بر خود زده یاد شه بی سر بوده
روی قبرم بنویسید دلیل مرگش
روضه ی شمر و سر و ناله ی مادر بوده
روی قبرم بنویسید که مرگ این مرد
وسط روضه ی گوشواره و معجر بوده
امیر عظیمی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
********************
اشعار امام حسین(ع) – شب سوم محرم – علی سپهری
عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است
هجران زده به حال پریشان دلش خوش است
عشق است هرچه را بپسندی برای من
دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است
"گفتی بسوز در غم من...اِی به روی چشم"
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است
با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است
محتاج یک نگاه کریمانه ی تو ام
قحطی زده به قطره ی باران دلش خوش است
در پشت در نشستن من بی دلیل نیست
سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است
با دست مهربان خودت لقمه ای بگیر
خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است
اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند
اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است
گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت
بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است
می گفت عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است
وقتی دلت گرفت فقط فابک للحسین
نوکر به روضه ی شه عطشان دلش خوش است
ای شهریار نیزه نشین آیه ای بخوان
دردانه ات به آیه ی قرآن دلش خوش است
علی سپهری
*********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی
اول ماه سپردم گره ها را به حسین
نفس سینه زن کرببلا را به حسین
دستم از گریه ی ماه رمضان کوتاه است
برسانید من بی سرو پا را به حسین
جور عشاق کشیدن هنر معشوق است
درد دادن به ماها دوا را به حسین
پنج تن موقع حاجات دو عالم فورا
می کشانند سرانجام دعا را به حسین
آدم از خیر بهشتی که در آن بود گذشت
خوش به حالش که قسم داده خدا را به حسین
من گدای سگ کحفش شدم و میدانم
می رساند سگ خانه گدا را به حسین
حقم است از همه جا رانده شوم غیر حرم
قسم من فقط این است شما را به حسین
ای نسیم سحری وقت گذر حوصله کن
برسان حاجت زوار رضا را به حسین
سفره را فاطمه انداخته و مطمعناً
می سپارد محرم دل ما را به حسین
مادر آب بخوان نوحه کمی پیش فرات
تا بمیرند همه پای قتیل العبرات
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در شب اول محرم 95
********************
اشعار امام حسین(ع) _ مناجات محرمی _ عباس احمدی
به دل مهر تو از بَدو تولد داریم
به شما عاطفهای رو به تزایُد داریم
روز و شب سلسله جنبان شهادت هستیم
تیغ در دست و به لب ذكر تشهد داریم
زخمی افتادنِ از اسب در اینجا اصل است
اهل دردیم و به این اصل تعهّد داریم
آشناییم به سرتاسر بین الحَرمین
ما كه عمری است در این جاده تردد داریم
با رخ ماه تو منظومۀ دل كامل شد
زهره و مشتری و شمس و عطارد داریم
همه با دست گدایی به رهت بنشینیم
كه زِ ارباب خود امّید تفقّد داریم
بركت هیئت تو مایۀ افزونی ماست
بی تو خردیم ولی با تو تعدد داریم
در زیارت خم ابروی تو با یاد آمد
هم از آن دم دلی از خود شده بیخود داریم
عباس احمدی
********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی _ حامد جولا زاده
ما نوکرت هستیم دیارت،قرن ماست
ما بلبل صحنیم که بامت چمن ماست
هرشب؛ همه محتاجِ همین در زدن هستیم
سینه زدنِ ما همه اش در زدنِ ماست
هر چند؛عجم زاده ولی جلد حسینیم
یعنی که فقط کرببلایت وطن ماست
از مادر خود نام تو را یاد گرفتیم
نامت همه جا تِکه کلامِ دهن ماست
سرمایه ی ما هست که رفته است به بام ات
این پرچم بر گنبد تو پیرهن ماست
خوب است که نوکر خویِ ارباب بگیرد
مانند خودت کهنه حصیری کفن ماست
حامد جولازاده
********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی _ محسن عرب خالقی
زینب اگر نبود امامت تمام بود
شکر خدا که سایه او مستدام بود
بعد از حسین پایه گذار قیام بود
او خشم ذوالفقار علی در نیام بود
در انقلاب ماریه صاحب سهام بود
اخت الحسین و واجبه الاحترام بود
اعجاز کار اغلب اوقات زینب است
تسخیر شام و کوفه فتوحات زینب است
قرآن و روضه جزو مهمات زینب است
بانوی ما برای خودش یک امام بود
ناموس حق عقیله عفیفه مکرمه
طبق حدیث عالمه بی معلمه
ارواح و جن و انس و ملک خادمش همه
روحش شبیه شیشه ای از نور قائمه
اما برای دیدن اولاد فاطمه
در کوچه های شام چرا ازدحام بود
در خیمه گاه شور و نشور قیامت است
معجر به باد و هنگام غارت است
او نور مطلق است به معجر چه حاجت است
او را اسیر سلسله خواندن جسارت است
زینب به بند عشق و اسیر ولایت است
سر را به چوب ناقه زدن یک پیام بود
بی بیِ شام و کوفه و خاتون کربلا
سرگشته حوالی هامون کربلا
ای امتداد سرخی گلگون کربلا
ای شاه بیت آنهمه مضمون کربلا
مثل همیشه وصف تو یک فکر خام بود
محسن عرب خالقی
********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی
هر چهقدر از ما گرفتاران تمنا میرسد
باز هم از سوی او امروز و فردا میرسد
تا به کِی چشم انتظاری تا به کِی دربهدری
نامهی وصل من و او کِی به امضا میرسد؟
معصیت آهسته از آقا جدامان میکند
بعد از آن هم کارِ ما به ناکجاها میرسد
باید از دنیا و لذتهاش دل کَند و گذشت
هر بلایی میرسد از حب دنیا میرسد
ما اگر چه کوچکیم آقا بزرگی میکند
خیر و برکتهای او همواره بر ما میرسد
گرچه دور افتادهام از او، امیدم باقی است
ناامیدی کار شیطان است آقا میرسد
فرصت خوبیست این ایام من آدم شوم
من اگر آدم شوم مهدی زهرا میرسد
رفت و آمدهای من کار خودش را میکند
آخرِ این داستان مجنون به لیلا میرسد
به حسینیه که میآیم حسینی میشوم
قطره دریا میشود وقتی به دریا میرسد
یا حسین من مرا تا عرش بالا میبرد
آنچنانی که پرم تا حق تعالی میرسد
آبرو و عزت من از حسین بن علیست
نوکر آقای بیسر به همه جا میرسد
اگر شاعر این شعر را میشناسید لطفا اطلاع دهید
********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی _ حسن کردی
لحظه لحظه عمر ما با عشق تدوین میشود
تلخ کامی های ما با روضه شیرین میشود
کفه ی اعمال ما از نورِ سجده خالی است
این سبک وزنی به نور اشک سنگین میشود
ای تپش های دل شوریده ی ما یا حسین
نبض دل با نام تو بالا و پایین میشود
زائرت با کوله بار فقر می آید ولی
در حرم یکباره برتر از سلاطین میشود
شاعرت در تنگای واژه ها در خلوتش
با دخیل اشک خود غرق مضامین میشود
پای منبرهای روضه هر که شاگردی کند
زودتر از حوزه ها معناگر دین میشود
تا چراغ روضه در هر خانه ای روشن شود
رزق آن خانه به نور عشق تأمین میشود
عشق اگر آید به میدان در نبرد کفر و دین
یک مسیحی چون وهب در راه گلچین میشود
کربلا میدید زخم سرخ اصحاب الحسین
لحظه ی آخر به یک لبخند تسکین میشود
حسن کردی
********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی _ مهدی رحیمی
یا داغدار روضه ی شَیب الخَضیبی ام
یا بی قرار غصه ی خَد التَریبی ام
در هر کجا به کار می آیم برای اشک
در وقت احتیاج مفاتیح جیبی ام
عاشق همیشه ارث ز معشوق می برد
از غربت تو رنگ گرفته غریبی ام
هر آدمی مناسب کاری ست در جهان
من هم به روضه گریه کنِ بی رقیبی ام
از اینکه او دوبار برایت شهید شد
بین صحابه ی تو به شدت حَبیبی ام
تو مادری روضه ای و من حسینی اش
تو بوی یاسی هستی و من بوی سیبی ام
بعد از غروب فرشچیان سالهای سال
من بی قرار روضه ی اسب نجیبی ام
از منظر امام رضا عاشق توام
در بین روضه های تو یابنَ الشَبیبی ام
مهدی رحیمی
برگرفته از وبلاگ حسینیه
********************
اشعار امام حسین(ع) – مناجات محرمی _ حسن کردی
هرجا که هست ذکر تو مآوای بهتری ست
دنیای در کنار تو دنیای بهتری ست
بین بهشت و روضه مردد نمیشویم
زیرا که روضه جنت الاعلای بهتری ست
عیسی پرنده کرد اگر خاک مرده را
اقای ما حسین مسیحای بهتری ست
ما کوه حاجتیم ولی بوسه بر ضریح
از حضرت کریم تمنای بهتری ست
در زیر آسمان خدا از تمام خاک
آقای من حسینیه ات جای بهتری ست
دیدم که کفشدار دم هیآتت شده
فرزند خوب نعمت عظمای بهتری ست
با گریه برغمت دلمان آسمانی است
با اشک زنده ایم که تقوای بهتری ست
میلی برای گوهر دنیا نداشتیم
مهر حسین گوهر دنیای بهتری ست
وقتی کنار شمس تو صاحب ضریح شد
یعنی "حبیب" نوکر شیدای بهتری ست
حسن کردی
*********************
اشعار امام حسین(ع) – محرم – علی اکبر لطیفیان
تا صبح میخوابند و من تاصبح بیدارم
تازه به غیر از درد و دل ، من درد هم دارم
درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد
اما بجایش درد بفروشی خریدارم
دیروز مجنون بودم و حالا زلیخایم
من داستانم، قصه ی در حال تکرارم
این کوچه گردی ام برای کوچه گردی نیست
دارم نهال عشق را در کوچه می کارم
اشک مرا هر وقت میبینی تفضل کن
هر وقت گریه میکنم یعنی گرفتارم
من عرضه کردم خویش را، بی مشتری ماندم
مانند جنس دور ریز بین بازارم
جز کنج این کوچه دگر جایى ندارم من
جایى ندارم من ولی این کنج را دارم
هرطور باشی زندگی ما همانطور است
ابرو گره کردی، گره افتاد در کارم
من فقر را مانند فرزندم بغل کردم
نفرین به من گر دست از این کار بردارم
امروز که پشت درم خب دستگیری کن
فردا که اعلامیه ی ترحیم دیوارم
علی اکبر لطیفیان
********************
اشعار امام حسین(ع) – محرم
ديده اى نيست كه از داغ تو نمناك نشد
قامتى خم شده چون قامت افلاك نشد
ز غمت ذكر لب ماهى دريا شده آب
لب بى آب كويرى چو لبت چاك نشد
خون اصغر بروى سينه ى تو تازه شده
هرچه كردم كه كنم پاك ولى پاك نشد
خم شدم بوسه بگيرم ز گلويت امّا
با دوصد ديده ى نامحرم و ناپاك نشد
لطف ما بود به شاعر كه غزل كامل شد
بيتى اندازه ى اين بيت كه غمناك نشد
مادرِ آب كجايى پسرت آب نخورد
پدرِ خاك كجايى پسرت خاك نشد
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در 7 مهر 95
********************
اشعار امام حسین(ع) – محرم – ناصر حامدی
باز باران است،باران حسین بن علی
عاشقان جان شما،جان حسین بن علی
خواه بر بالای زین و خواه در میدان مین
جان اگر جان است قربان حسین بن علی
شمرها آغوش وا کردند،اما باک نیست
وعده ی ما دور میدان حسین بن علی
در همین عصر بلا پیچیده عطر کربلا
عطر باران عطر قرآن حسین بن علی
هر کجای خاک من بوی شهادت می دهد
عشقم ایران است، ایران حسین بن علی
دست بالا کن بگو این بار با صوتی جلی
دست های ما به دامان حسین بن علی
ناصر حامدی
********************
اشعار امام حسین(ع) – محرم – مظاهر کثیری نژاد
همین که در محرم تو روضه خوانده میشود
دل همه به کربلای تو کشانده میشود
فقط به مجلس حسین میشود به چشم دید
که پادشاه پهلوی گدا نشانده میشود
جهنم است نسبتِ بهشت با حریم تو
کسی خطا کند سوی بهشت رانده میشود!
به مشی نوکری همیشه مشق فرق میکند
که «عشق» مینویسم و «حسین» خوانده میشود
محرّم از میان عرش با مصیبت حسین
سبوی اشک بر روی زمین چکانده میشود
تو را ز اصل نه ولی ز اسب بر زمین زدند
...که اسبها چنین به پیکرت دوانده میشود
رسیدنیست آن زمان که با نوای منتقم
بهای قطرههای خون تو ستانده میشود
مظاهر کثیری نژاد
برگرفته از وبلاگ حسینیه