اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد
23 ذی القعده به نقلی شهادت حضرت امام رضا(ع)
قامت سرو در آن کوچه بهم ریخته بود
زهر انگار ز سر تا به قدم ریخته بود
هر قدم، زیر لبش نالهٔ یا زهرا داشت
دردها بود که بر زانوی خَم ریخته بود
گفته بود از غمِ خود پیشِ اباصلت کمی
وای اگر دیدی عبا روی سرم ریخته بود...
با سر و صورت و زانو وسط حجره فتاد
همهٔ عرش، کفِ حجرهٔ غم ریخته بود
مثل یک مار گزیده، بخودش می پیچید
یادِ گودال در آنجا ز قلم ریخته بود
خوب شد زودتر از مرگ، جوادش آمد
دید بر جان پدر، زهرِ ستم ریخته بود
روی زانوی پسر، جان پدر بر لب شد
روی لبهای پسر نوحه و دم ریخته بود
آه، این واقعه در کرب و بلا بر عکس است
اشکِ بابا به پسر، پیش حرم ریخته بود
پدری پیش پسر با سرِ زانو آمد
چه پسر، آه که سر تا به قدم ریخته بود
إرباً إربا شده بود آن قد و بالای رشید
یک بدن بود ولی چند رقم ریخته بود
دست خواهر که سرِ دوش برادر افتاد
دید احوال حسینش چه بهم ریخته بود
خوب شد آمدی ای خواهر مظلومهٔ من
غم عالم بخدا روی سرم ریخته بود
اجرا شده توسط حاج منصور ارضی در 17 مرداد 96
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
دوباره مرغ این سینه به فکر سِیر در طوس است
خدا را شکر می گویم که این دل با تو مأنوس است
رجب...ذی القعده... می چسبد زیارت کردنت آقا
زیاراتی که منصوص و زیاراتی که مخصوصه است
چنان که قبل ذی الحجه رسیده ماه ذی القعده
بدون طوف در مشهد طواف کعبه منحوس است
"برو" یعنی "بمان پیشم"، "نمی خواهی نمی آیم"
تکلم کردن عاشق پر از افعال معکوس است
میان زندگیِ تک تک ما را که می گردی
عطایای تو ملموس و کرامات تو محسوس است
سگ ولگرد در مشهد، نگاهش خورد بر گنبد
به یمن این نظر کردن، مقرّب تر ز طاووس است
عَسیٰ أنْ تَکْرَهوا شیئًا...هُوَ خیرٌ لَکم... باشد...
...شده روزی من خیری، که در دوری و افسوس است
مرا بیست و سه ی ذی القعده دعوت کن دلم تنگ است
تمام حاجتم این روزها یک اذن پابوس است
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
تسلیمم ای کریم که زندانی ام کنید
فکری برای بی سر و سامانی ام کنید
بخشش بس است، عمر من بی نوا گذشت
من را مؤاخذه به هوسرانی ام کنید
باشد... به رو سیاه، نگاهی نمی کنید
حداقل نظر به پشیمانی ام کنید
بال مرا تعلق نفسم شکسته است
از خود تهی کنید مرا، فانی ام کنید
آتش زدم به بال و پرم پیش چشم تان
تا که توجهی به پریشانی ام کنید
من حاضرم قسم بخورم خوب می شوم
ای مهربان اگر که خراسانی ام کنید
تاریکم و به جلوه ی شمس الشموسی اش
با هر فرازِ جامعه نورانی ام کنید
تنها خوشم به بابِ جوادالائمه اش
آن دور و بر مرا سگ دربانی ام کنید
گریان شدن برای حسین است آبرو
با سوز و آه و زمزمه بارانی ام کنید
تشنه، هزار و نهصد و پنجاه ضربه خورد
یاد عزیز فاطمه قربانی ام کنید
من را ببخش اگر که از این غم نمرده ام
من را حلال، بهر گران جانی ام کنید
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
جام ها بی تاب از رزقِ شراب و باده اند
صحن ها بهر حضور سائلان آماده اند
با امید وصل این جنت تقلا می کنند
ذره هایی که میان راه، بین جاده اند
کوثر است آب میان صحن و پاکم می کند
حوض های این حرم الحق که فوق العاده اند
مادرم می گفت: "سجاده نمی خواهد حرم
سنگ های خاکی اش بالاتر از سجاده اند"
چند عاشق با دو چشم خیس از راه آمدند
گوشه ی باب الجوادت از نفس افتاده اند
عده ای با نام زیبای تو مستی می کنند
عده ای هم دور مرقد جامعه سر داده اند:
"یا ولی الله ضامن شو گنهکار آمده
تا همین جا هم به لطف توست راهم داده اند
نسل در نسلت همه آقا و اهل بخششند
نسل در نسلم همه محتاج و نوکر زاده اند"
هرچه هم باشند این مردم رعایای تواند
عاشقت هستند و در این عشق صاف و ساده اند
اهل ایمان شد هر آن کس که نگاهش کرده ای
وای بر آن ها که از چشم شما افتاده اند
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
پادشاه سخا امام رضا
اول و انتها امام رضا
دوره گردم که ذکر روز و شبم
یاحسن بوده یا امام رضا
پدرم زیر لب میان قنوت
نیمه شب گفت یا امام رضا
تا ابد شاکر توام یارب
چون که دادی به ما امام رضا
هر کسی خسته شد ز بدحالی
گفته ام که بیا امام رضا
از همان روز اولش بوده
راه ما تا خدا امام رضا
علت آفرینش باران
خلقت ما سوا امام رضا
بین کشتی و در دل طوفان
نوح را ناخدا امام رضا
لب دریای نیل هم بوده
ذکر صاحب عصا امام رضا
شرط حج استطاعت است اما
حج شاه و گدا امام رضا
هر شب جمعه زیر لب گفتم
یا سریع الرضا امام رضا
مطمئنم که روزی سفرِ
کربلا هست با امام رضا
زائر او رسید در یک جا
می رسد در سه جا امام رضا
جان دردانه اش امام جواد
ربنا آتنا امام رضا
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
با همین اشک سحر کار تکلم می شود
با وجود چشمه کِی حرف از تیمم می شود؟
چشم های نیمه بازم را به لطف خود ببخش
اشکِ بیش از حد دلیل این تورم می شود
آنقدَر ضامن شدی آخر حسابش گم شده
باز هم گفتی بیا... این بارِ چندم می شود؟
آیه ی تطهیر حق هستید و این هم حاصلش
"طابَتِ الْأرْضُ الّتی فِیهٰا دُفِنْتُم" می شود
پادشاهان در ورودی حرم زانو زدند
خودپرستی ها میان این حرم گم می شود
بس که حاجت داده شد پشت در باب الجواد
بیشتر از هر دری این جا تراکم می شود
رفع حاجت مانده و نذر کبوتر کرده ام
پیرمردی گفت با یک مشت گندم می شود
وقت خواهش کم نباید خواست از دست کریم
چون که او هرچیز دارد خرج مردم میشود
مثل سلمانی نیشابور، وقت احتضار
پیش ما آقا بیا با یک تبسم... می شود؟!
هر سؤالی که نکیر و منکر از ما می کنند
استناد ما فقط بر اصل هشتم می شود
حب تو حرز است، از آن چه خدا فرموده است:
"آدم و سنگ است در دوزخ که هیزم می شود"
این دل من مست اولاد امام کاظم است
یا به مشهد می رود، یا راهی قم می شود
هر کجا عاشق رود عرض ارادت می کند
پس سلام از هر کجا منا علیکم می شود
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
در حریم نور جای مشعل و فانوس نیست
هیچ کس از لطف تان در این حرم مأیوس نیست
شکرِ حق با شیر مادر مهرتان در دل نشست
واقعا بیچاره هرکس با شما مأنوس نیست
کربلا و کاظمین و سامرا، حتی نجف
هیچ جا بهر من درمانده همچون طوس نیست
دُرّ و مرجانی که از احسان به سائل می دهی
در صدف های کفِ اعماق اقیانوس نیست
هرکس از، سوی تو آمد بوی جنت می دهد
بوی جنت هیچ جا چون در حرم محسوس نیست
این کبوتر که به دور گنبدت در گردش است
هم طراز هر پرش صدها پرِ طاووس نیست
دانه دانه ذکر تسبیحم فقط شد "یا رضا"
شأن ذکرت کمتر از "یا نور و یا قدوس" نیست
زائرانت پشت هم مرکب به مرکب آمدند
این همه زائر ولی روزی من... افسوس!... نیست
نه عبا میخواهم و نه تیغه ی سلمانی ات
حاجتم این روزها چیزی بجز پابوس نیست
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد جواد شیرازی
به این دل که پر زد سویت عاشقانه
بده گوشه ای از حرم آشیانه
رضاجان، رضاجان، رضاجان، رضاجان
شده ذکر تسبیح مان دانه دانه
رسیده به ما عشق، سینه به سینه
کشیدیم این بار، شانه به شانه
نوای مرا می خری از کرامت
میان نواهای نقاره خانه
ز بس جامعه خوانده ام، هر فرازش
شده بین آب و گلم جاودانه
رئوفی و طاقت نداری ببینی
شود اشک چشم گدایی روانه
به من دل بریدن نمی آید اصلا
به تو راندن من نمی آید اصلا
محمد جواد شیرازی
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – علیرضا خاکساری
به فکر کربلا بودم در آوردم سر از مشهد
بخوانم هرنفس باشوق بار دیگر از مشهد
اگر که میل حج دارم چه جایی بهتر از اینجا
اگر قصد سفر کردم چه جایی بهتر از مشهد
امیدی به من و این طبع خشکیده نبود اما
به لطفش برده ام با خود غزل های تر از مشهد
گره روی گره زد تا که بخت خواهرم وا شد
سحر شد هر شبم با خاطرات مادر از مشهد
"پدیده" این نمایشگاه الطاف خداوندی ست
ندیدم شهر زیبایی تماشایی تر از مشهد
برادر صبح و ظهر و شب به سوی قم نظر دارد
چرا که چشم خود را برندارد خواهر از مشهد
"به جان مادرت زهرا قسم" رد خور ندارد که
نرفتم دست خالی با نگاهی مضطر از مشهد
اگر روزی شود تنها بلیط رفت میگیرم
چرا که قصد برگشتن ندارم دیگر از مشهد
علیرضا خاکساری
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – محمد حسن بیات لو
وا می کنم سوی تو تا بال و پرم را
حس می کنم شیرینی طعم حرم را
تا که حواسم پرت این و آن نباشد
خالی کن از غیر خودت دور و برم را
در دفتر ثبت نذوراتت ببین که
نذر تو کردم هم خودم هم همسرم را
یک جلوه کن با پرتو شمس الشموسی
از دامن خود جمع کن خاکسترم را
حالا پر از بغضم که دارم می گذارم
بر شانه ی گلدسته های تو سرم را
آیینه کاری رواقت هم گواه است
پر کردی از زوار خود سرتاسرم را
این چندمین بار است می آیم ولی کاش
یک دفعه هم می شد بیارم مادرم را
ایمان چشمانت مرا از شک در آورد
لبریز عشقت کن تمام باورم را
محمد حسن بیات لو
*******************
اشعار امام رضا(ع) با موضوع آزاد – مهدی قاسمی
در این حریم ذکرم ، یارب و یا کریم است
دستم اگرچه خالیست، خرجیم با کریم است
کم میشود مگر از این سفره هر چه بردند؟
وقتی طرف حساب شاه و گدا، کریم است
بیهوده زائرانش دست کرم ندارند
هرکس شد آشنای این آشنا کریم است
تضمین ذکر “یامن یعطی الکثیر ” من اوست
گرچه زیاده خواهم، او منتها کریم است
با این لباس پاره ، فوراً مرا بغل کرد
من باورم نمیشد، اینقدرها کریم است
نوکر غریب باشد، مولا نمی پسندد
گفته سه جامی آیم ، آقای ما کریم است
اصلا ً بهشت یعنی در این حرم نشستن
امروز با رضاییم، فردا خدا کریم است
باب الجواد بودیم، دیدیم کاظمینیم
باب الرضا نوشته، ابن الرضا کریم است
هر جا که روضه بوده ، بالا نشسته زهرا
آنکس که برده من را ، تا کربلا کریم است
بردند مثل نذری، هرعضوی از علی را
این جسم قطعه قطعه، روی عبا کریم است
مهدی قاسمی