اشعار مناجات با امام زمان(عج) – دوم محرم – سید پوریا هاشمی

 

حضور دارد و ما فکر غربتش هستیم

غریب مانده و غافل ز غربتش هستیم

 

سراغ از او نگرفتیم او سراغ گرفت

گله نکرده ز ما گرچه رعیتش هستیم

 

بجای کار برایش! همش طلبکاریم

نه نوکریم!نه در فکر خدمتش هستیم

 

چقدر همتمان بوده محرمش باشیم

چقدر مونس شبهای خلوتش هستیم

 

همیشه و همه جا او هوای مارا داشت

همیشه و همه جا زیر منتش هستیم

 

قرار بود بسوزیم ما! ولی نگذاشت

خدا گواست اسیر رفاقتش هستیم

 

خدا کند که به ما کربلا افاضه کند

که سالهای زیادی به حسرتش هستیم

 

چه کربلاست که عالم به هوش می آید

چه کربلاست که فکر زیارتش هستیم

 

سید پوریا هاشمی

 

********************

 

اشعار مناجات با امام زمان(عج) – دوم محرم – حسن لطفی

 

به سویِ ما اگر از سویتان نگاهی هست

برایِ گریه ی مان حالِ روبراهی هست

 

"تنت به نازِ طبیبان نیاز مند و مباد"

تو گریه می کنی آنقدر که نگاهی هست

 

به تکیه آمده ام تا به عرش تکیه کنم

همینکه بیرقتان هست تکیه گاهی هست

 

لباس مشکیِ مان رو سفیدمان کرده

گذشت عُمر و غمی نیست این سیاهی هست

 

چه داشتیم که ما را خرید مادرتان

در این بساط کمی اشک هست و آهی هست

 

به سوی کرببلا ایستاده می میرم

هزار شکر که در سینه قبله گاهی هست

 

حسین گفتم و زینب حرم به ما بخشید

همیشه لطفِ شما هست و سر پناهی هست

 

گَهی به سویِ مدینه گَهی به کربُبلا

ببین که محملِ زینب سرِ دو راهی هست

 

"بیا مدینه رویم" بهانه اش این بود

میانِ قافله ام طفلِ بی گناهی هست

 

حسن لطفی