اشعار ولادت امام محمد باقر(ع) - وحید قاسمی



خورشید تابنده ي علوم


سرچشمه ي تمامي انديشه هاي ناب

 دانش پژوه مدرسه ي عشق بو تراب

 

اوصاف پاكتان چقدر بي نهايت است!

يك خط ز مدحتان شده موضوع صد كتاب

 

 شك كرده ايم! اهل زمين باشي اي عزيز

 اي جلوه ي جلال خدا در پس حجاب

 

 امشب دوباره حضرت خورشيد اهل بيت

از ماوراي فاصله ها بر دلم بتاب

 

 ما را دعا كنيد همين لحظه از بهشت

آقا دعايتان همه دم هست مستجاب

 

 اين چهره ي سياه مرا هم نگاه كن

شايد به ياد آوريم در صف حساب

 

 من از پل صراط جزا با نگاهتان...

... مانند باد مي گذرم تند و پر شتاب

 

ساعي ترين مدرس آداب زندگي

شيوا سخن، مفسر آيات بندگي

 

 قله نشين دانش و دين، اي طلايه دار

كاوشگر رموز سماوات كردگار

 

 تيغ كلام نغز شما در مناظره

پِي كرده است مركب دجال روزگار

 

 هر كس كه خواست پيش شما قد علم كند

گشته ميان معركه ي بحث تارومار

 

 كوه بزرگ حادثه را بر زمين زدي

انگشت بر دهان شده اين چرخ كجمدار

 

 اين چه تواضعي ست امام فرشته ها!

داري به پاي خويش دو نعلين وصله دار

 

 آقا شما كه واسطه ي فيض عالميد

حيف است مانده ايد در اين شهر بي بهار

 

 اي كاش سمت كشور ما هم مي آمدي

 پس لا اقل به خانه ي قلبم قدم گذار

 

 اي خضر مست ميكده ي چشمه ي حيات

من تشنه ام‌‌ـ شبيه خودت ـ تشنه ي فرات

 

 آموزگار مبحث جغرافياي دين

استاد فقه و خارج دانش سراي دين

 

 دار و ندار زندگي ات را تو ريختي

تا آخرين دقايق عمرت به پاي دين

 

 از ابتداي كودكي ات خونجگر شدي

زخم زبان و طعنه شنيدي براي دين

 

 با خشت خشت اشك نماز شب شما

مستحكم است تا به ابد پايه هاي دين

 

 اي يادگار كرب و بلا، زير كعب ني

سهمي عظيم داشته اي در بقاي دين

 

 ديدي سر بريده ي عباس را به ني

بر شانه ي كبود نهادي لواي دين

 

 از ناي زخم خورده تان مي رسد به گوش

در مجلس يزيد، صداي رساي دين

 

با اشك و آه، شعله به آيينه مي زدي

عمري به ياد كرببلا سينه مي زدي

 

وحید قاسمی

 

*******************

 

اشعار ولادت امام محمد باقر(ع) - رحمان نوازنی


اشتیاق سلام

 

بر لب ساحلی که جا ماندم

شادم از اینکه که کشتی ام آمد

باید امشب به آسمان بروم

چون که ماه بهشتی ام آمد

**

باید این شهر را مناره کنیم

آسمان را پر از ستاره کنیم

یا من ارجو لکل خیر بیا

تا به سمت شما اشاره کنیم

**

خبر تازه اینکه کفر اینجا

توی این شهر می شود تقدیس

آن طرف عده ای فرشته نما

تازه دارند می شوند ابلیس

**

گرچه خون کرده اند بعضی ها

دل این ماه آسمانی را

ولی این ماه صاحبی دارد

که زمین می زند کسانی را

**

گرچه آغاز شعر امشب را

گله از دست ناکسان کردیم

بگذریم ماه، ماه علی است

به علی واگذارشان کردیم

**

روی بال فرشته های خدا

همصدا با دعای ماه رجب

بفرستید با ملائک عرش

صلواتی به وسعت امشب

**

شب میلادهایمان مثل

شب دلدادگی، شب وصل است

این بهاری که از خدا داریم

یک بهار چهارده فصل است

**

آری امشب که جشن می گیریم

شب میلاد فصل پنجم ماست

گل بریزید روی خاک بقیع

که بقیعش بهشت مردم ماست

**

اسمتان مثل اسم پیغمبر

در میان نوشته های خداست

نامتان هم همیشه در همه جا

ذکر خیر فرشته های خداست

**

چارمین میوه ی دل حیدر

چارمین نور چشمی مادر

جابر آورده پیش محضرتان

اشتیاق سلام پیغمبر

**

از پدر هیبت حسینی را

در رگ و خون و جان و تن دارید

از طریق سیادت مادر

سیرت و صورت حسن دارید

**

آب یعنی که روشنایی علم

علم یعنی که نور پاک شما

پس عصا را شما زدی بر آب

تا گذر کرد حضرت موسی

**

حرف حرف کلامتان آقا

روی دلها طبیب می ریزد

قوم جابر به شوق می آید

از درختی که سیب می ریزد

**

نامتان را به زیر لب می برد

که به آتش پرید ابراهیم

گوشه ای از شکوه نور شماست

ملکوتی که دید ابراهیم

**

بی ولای علی و مهر شما

فایده ای نمی کند ایمان

دین چه چیزی است جز ولای شما

یا چه چیزی است جز محبتتان

**

وقتی از کوچه ها عبور کنید

کوچه از شوق می شود دریا

بسکه در وصفتان به هم گفتند

اشبه الناس به رسول خدا

**

با سرشک شما شروع شده

خط سرخ غروب های منا

چشمتان گریه می کند هر شب

پای گودال عصر عاشورا

****

کربلا کربلا سفر کردید

از دل شام هم گذر کردید

ای مسافر چگونه این همه راه

با سر روی نیزه سر کردید؟

پیش رأس بریده در آن شب

با رقیه پدر پدر کردید

آه از آن ساعتی که گذشت

به رقیه، به سر نظر کردید

رحمان نوازنی

 

********************

 

اشعار میلاد امام محمد باقر(ع) - جواد حیدری

 

مِهر واجب

 

مهر تو خار نخل هایم را رطب کرد

ما را گدای اول ماه رجب کرد

 

آقای من مهر تو را واجب نوشتند

یعنی تو را بر غیر تو غالب نوشتند

 

سال هزار و سیصد و اندی گدایی است

روزی ماها از همین چندی گدایی است

 

من چهارده قرن دنبال شمایم

مال خودم هم نیستم مال شمایم

 

ماه رجب تا که به تو آغوش وا کرد

با آبرو شد، خویش را ماه خدا کرد

 

تو موسی دریا علم بی کرانی

تو آسمان در زمین، فوق زمانی

 

نام تو را همواره با مد می نویسم

تا می نویسم یا محمد می نویسم

 

ای گریه ی سجاده های نیمه شب ها

اذن دخول اول ماه رجب ها

 

ای سالها شهر خدا دنبال نورت

ای که برای مقدمت قبل از ظهورت...

 

...عرش الهی احترامش را فرستاد

پیغمبر اکرم سلامش را فرستاد

 

فرمود پیغمبر بزرگ عالمینم

آری حسین از من و من نیز از حسینم

 

آن کس که دارای تمام حُسن من بود

آنکس حسن بود و حسن بود و حسن بود

 

حالا حسین و مجتبی وصلت گزیدند

با وصلتِ باهم محمد آفریدند

 

تو مادری داری که مثلش هیچ زن نیست

مانند  او حتی در اولاد حسن نیست

 

او همره بابای تو کرب و بلائی ست

در عهد تو در منصب خیر النسائی ست

 

در هر زمان مشغول تبلیغ خدایی

با درد هم ترویج یاد هل اتایی

 

شب می کنی تا سیدی مولا بگویی

تب می کنی تا ذکر یا زهرا بگویی

 

آنچه که زهرا مادرت دارد تو داری

روز قیامت هم تو صاحب اختیاری

 

تو مثل رأس جد خود اعجاز کردی

بابی زحکمت بر نصاری باز کردی

 

قربان اعجاز تو ای فرزند زهرا

آخر مسلمان تو شد پیر نصارا

 

تو آبرو بخشی به ما ای آبرو دار

حاجت روامان کن که هستیم آرزودار

 

نابودی وهابیت امید شیعه است

روز سقوط کفر تنها عید شیعه است

 

باید که بر این آرزوی خود بنازیم

بهر تو و اجداد تو مرقد بسازیم

 

همراه بابایت چهل سال و پس از آن

بودی به یاد گودی گودال گریان

 

تا زنده بودی آب دیدی گریه کردی

تا کودکی بی تاب دیدی گریه کردی

 

تو روضه خوان روضه ویرانه هستی

تو داغدار عمه دردانه هستی

 

تو علم خود را از همه گودال داری

تو تا ابد بر خیزران اشکال داری

 

جواد حیدری