اشعار امام زمان(عج)

 

چشمم پر از نم میشود وقتی نباشی

سهم دلم غم میشود وقتی نباشی

 

سال نو دارد میرسد اما برایم

مثل جهنم میشود وقتی نباشی

 

این عیدها بی زهد و تقوا ذره ذره

از عمر ما کم میشود وقتی نبشی

 

در آسمان دیده ی چشم انتظاران

ظلمت فراهم میشود وقتی نباشی

 

تبریک های عیدمان هم مثل هر سال

با اشک توأم میشود وقتی نباشی

 

گفتی که آدم باش رفتم فکر کردم

کِی نوکر آدم میشود وقتی نباشی

 

در شهر ما این روزها بیش از گذشته

اوضاع در هم میشود وقتی نباشی

 

تا لحظه های انتقامت، فاطمیه

مثل محرم میشود وقتی نباشی

 

ای کعبه ی من کربلای من شب و روز

دلتنگ پرچم میشود وقتی نباشی

 

ای کاش روزی با شما با اهل فامیل

پابوس آن شش گوشه باشیم سال تحویل

 

حسین قربانچه

اجرا شده توسط حاج منصور ارضی- سی ام اسفند نود و یک 

اشعار ولادت حضرت زینب کبری(س)

 

اشعار ولادت حضرت زینب کبری(س) - جواد پرچمی

 

کار ِما امشب است با زینب

شبِ میلادِ نورها، زینب

 

سِرِّ وَالنجم و وَالضُحی زینب

آمده محور ِکسا زینب

 

دختر صبر مرتضا زینب

السلام علیک یازینب

 

ای نبوت به شأن زن زینب

اسدالله بت شکن زینب

 

فاطمه حیدر و حسن زینب

یک تنه کُلِّ پنج تن زینب

 

از ازل غرق خویشتن زینب

تا ابد غرق ِ درخدا زینب

 

شب میلاد گریه مرسوم است

زیر پایت بهشت معلوم است

 

پلک های تو حَیُّ  قیوم است

قلم عاجز به وصف خانوم است

 

در حقیقت امام معصوم است

درلباس فرشته ها زینب

 

زینت روزگار بابایی

سند افتخار بابایی

 

درجلالت کنار بابایی

دختر با وقار بابایی

 

تو همان ذوالفقار بابایی

ای تجلیِّ لافتی زینب

 

آمدی سروری به تو دادند

شأن پیغمبری به تو دادند

 

تبر ِحیدری به تو دادند

تا که بال و پری به تو دادند

 

لقب مادری به تو دادند

مات و حیرانت انبیا، زینب

 

آمدی و گدا شدیم همه

در مقامت فناشدیم همه

 

در به در هرکجا شدیم همه

راهی کربلا شدیم همه

 

به خدا با خدا شدیم همه

قل هوالله را نَما، زینب

 

آمدی انّمَا الحیاتِ حسین

آمدی زمزم و فرات حسین

 

ساحل کشتی نجات حسین

سرپناه مخدرات حسین

 

خنده های تو خاطرات حسین

خلقک من حسین یا زینب

 

 

عشق خیرالعمل درست کند

نامت از غم عسل درست کند

 

این برادر بغل درست کند

تاکه ضرب المثل درست کند

 

سایه بان در محل درست کند

ای برادر تو را فدا زینب

 

 

سه برادر کبوترت بودند

بچه های برادرت بودند

 

راه بندان ِ معبرت بودند

پاسبانهای معجرت بودند

 

همه پروانه یِ سرت بودند

که مبادا به کوچه ها. ..زینب

 

...در مسیر تو یک نفر باشد

شمع روشن در این گذر باشد

 

ناشناسی به دور و بر باشد

تا مسیر تو بی خطر باشد

 

یک قبیله تو را سپر باشد

وای از روز کربلا زینب

 

غصه و درد بی کران هم بود

کتک و سنگ بی امان هم بود

 

ترس از کشتن زنان هم بود

دور تو خولی و سنان هم بود

 

چادرت زیر دست و پا زینب

 

جواد پرچمی

برگرفته از سایت بی پلاک

**

ادامه اشعار در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اشعار امام زمان(عج) - سال جدید

 

اشعار امام زمان(عج) – نوروز – عبد الحسین مخلص آبادی

 

سالی که نکوست...

 

قلبم چو کویر و چشم هایم دریاست

یک سال گذشت و غصه هایم بر جاست

 

ای کاش کنار هفت سینم بودی

این سفره ی ما بدون تو بی معناست

 

امسال بیا منتقم آل علی

امسال به نام مادر تو زهراست

 

امسال سر سفره ی زهرا هستیم

"سالی که نکوست از بهارش پیداست"

 

این فاطمیه کنار مان می آیی؟

با شوق ظهور روضه خواندن زیباست

 

امروز برای مادرت خیمه زدی؟

ای وای امام بی نشانم تنهاست

 

فردا به کدام رو به رویت نگرم؟

فردا که حساب حشر هم دست شماست

 

امسال بیا برای ما گریه نکن

تو گریه نکن عزیز٬ مشگل از ماست

 

عبدالحسین مخلص آبادی

**

ادامه اشعار در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اشعار شهدا و دفاع مقدس

 

اشعار شهدا و دفاع مقدس – سید محمد میرهاشمی

 

بگذارید بر احوال خودم گریه کنم

بر سیه کاری اعمال خودم گریه کنم

 

فعل و قولم همه بی مورد و مردود بود

جای آنست بر افعال خودم گریه کنم

 

شاید امشب در رحمت به رویم باز شود

تا سحر بر بدی حال خودم گریه کنم

 

ذره ای خوب و بد، ای وای عقوبت دارد

به " فمن یعمل مثقال " خودم گریه کنم

 

نیست تقصیر کسی آیینه ام تار شده

جلوه گر نیست بر اهمال خودم گریه کنم

 

راه دل گم شد و پیدا نشد آن گمشده ام

ره دهیدم که به اضلال خودم گریه کنم

 

من پرستوی حرم بودم و دور افتادم

تا به بشکسته پر و بال خودم گریه کنم

 

کاروان رفت به پابوسی حق بگذارید

من که جا مانده امیال خودم گریه کنم

 

قرعه افتاد که من از شهدا جا ماندم

سخت بر این دل بد فال خودم گریه کنم

 

نشدم معتکف خیمه نورانی یار

بر سیه بختی اقبال خودم گریه کنم

 

مددی تا به غریبی نگارم نالم

همتی تا که بر احوال خودم گریه کنم

 

سید محمد میر هاشمی

**

ادامه اشعار در ادامه مطلب

ادامه نوشته

اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س)

 

اشعار شهادت حضرت فاطمه معصومه(س) - مهدی نظری

 

سلام بر تو که اسطوره ی حجاب شدی

جواب های سؤالات بی جواب شدی

 

سلام بر تو که در آسمان علم و ادب

شعاع نور شدی مثل یک شهاب شدی

 

به خاک کشور ایران دو نور تابان شد

رضا چو شمس شموس و تو آفتاب شدی

 

برای یاری دین و امام عصر خودت

شبیه عمه ی خود پای در رکاب شدی

 

ز بس که دست کریمت گره گشایی کرد

برای نام کریمه تو انتخاب شدی

 

برای شأن تو این واژه تا ابد کافی ست

رضا حسین شد و زینبش حساب شدی

 

خدا کند بنویسی مرا به نوکری ات

تو دختری ولی عالم فدای مادری ات

 

نگاه مرحمتی کن به این گدا بی بی

بده به حق رضا حاجت مرا بی بی

 

میان صحن تو جارو به دست میگیرد

برای خادمی ات صاحب عصا بی بی

 

قسم به جان خودم جبرئیل می میرد

اگر که پر نزند دور این سرا بی بی

 

پی زیارت زهرا به قم سفر نکنم

بگو کجا بروم من بگو کجا بی بی

 

مراجع و علما حلقه دور تو بستند

برای اینکه تویی باب علم ها بی بی

 

غمی نمانده برای اهالی ایران

دمشق ما توئی و کربلا رضا بی بی

 

غمی که سوخت دلت را شرار زهر نبود

تو از دیار خود افتاده ای جدا بی بی

 

تو آمدی که انیس دل رضا بشوی

تو آمدی که در ایران بزرگ ما بشوی

 

مرا خدات نوشته برای نوکری ات

برای بال زدن در هوای زائری ات

 

از آن زمان که به موسی بن جعفرت دادند

رضا همیشه بنازد به مهر خواهری ات

 

تو آمدی که سپاه برادرت باشی

رواست اینکه بنازد به این دلاوری ات

 

زبس مقام تو بالاست آفریننده ت

نیافت هیچ کسی را برای همسری ات

 

گل همیشه بهار امام هفتم ما

دلم شکسته برای خزان پرپری ات

 

اگرچه درد فراق آتش است و میسوزد

ولی نسوخت تمام دل کبوتری ات

 

مرا ببخش ولیکن در این مسیر خطیر

نرفت دست پلیدی به سمت روسری ات

 

ولی امان ز دل کوثر امام حسین

ز پنجه ها و سر دختر امام حسین

 

مهدی نظری

**

ادامه اشعار در ادامه مطلب

ادامه نوشته